سایت احمدرضا


به گزارش صبا، فیلم سینمایی «شاخه های شکسته بلوط» به کارگردانی مسعود تکاور و تهیه‌کنندگی بهرام گودینی چند روز پیش در سکوت خبری کلید خورد.

این فیلم با مضمون دفاع مقدس و عملیات مرصاد است که فیلمبرداری آن در تنگه مرصاد آغاز شده است و این روز ها نیز ادامه دارد.

الهام چرخنده، محمدرضا هدایتی، مهدی
امینی خواه، حمیدرضا حمیدی و کامران نعمتی از جمله بازیگرانی هستند که در «شاخه‌های شکسته بلوط» به ایفای نقش پرداخته‌اند.

درباره : موزیک ها و غیره

به بهانه پخش سریال «هشدار برای کبری ۱۱» از شبکه تماشا

سایت احمدرضا، گروه تلویزیون: کمتر پیش می آید که یک سریال غیر وطنی تا این حد برای مخاطبان تلویزیون محبوب باشد که پس از این همه سال هنوز هم بتواند با مخاطبان بسیاری ارتباط برقرار کرده و جذابیت خود را حفظ کند. در کنار پرمخاطب بودن این سریال در کشور سازنده، نخستین بار این سریال در دهه ۸۰ از تلویزیون ایران پخش شد و به دلیل فضای جذاب و پلیسی و هیجان انگیزی که داشت، توانست مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار بگیرد. به خصوص صحنه های واژگون شدن اتومبیل ها در بزرگراه و تعقیب و گریزی که در طول داستان این سریال وجود دارد. شاید در نگاه نخست این مجموعه چندان سریال خاص و متفاوتی نباشد. چرا که ماجرا به دو پلیس بزرگراه برمی گردد که در تعقیب و گریز با خلافکاران و ناقضان قانون ماجراهایی را خلق می کنند. اما جذابیت هایی که این سریال در نوع پرداخت قصه و کارگردانی و صحنه های اکشن و جلوه های ویژه ای که دارد، باعث محبوبیت آن شده است. آنچنان که این سریال در تلویزیون ۱۲۰ کشور دنیا به نمایش درآمده است و مورد توجه هم قرار گرفته است. شخصیت اصلی آن فردی به نام سمیر با بازی اردوگان آتالای است که در تمام قسمت ها و فصل های این سریال حضور داشته است و پای ثابت «هشدار برای کبرا۱۱» است و شخصیت جذاب و قهرمان مخاطبان این سریال است. در کنار او اما در طول این سال ها بازیگران بسیاری ایفای نقش کردند و هر کدام به نوعی از این سریال در فصل های مختلف جدا شدند. اما سمیر به نوعی قهرمان این مجموعه است که حتی زندگی شخصی او نیز وارد قصه شد و در برخی از قسمتها شاهد مسائل و مشکلاتی در زندگی شخصی او هستیم. این مجموعه مدتی است که از شبکه تماشا به طور هر شبی پخش می شود و سری جدید آن هم در حال دوبله برای پخش از شبکه ۵ است. در قسمت هایی که روی آنتن است، به خوبی می توان گذر زمان را در چهره اردوگان آتالای «سمیر» دید که در طول این سریال چه تغییراتی کرده است. در طول این سال ها نیز این مجموعه از همه شبکه های سیما پخش و بازپخش شده است و هنوز هم طرفداران بسیاری دارد.
این سریال شروع موفقیت‌آمیز خود را سال ۱۹۹۶ در شبکه RTL آلمان آغاز کرد. حادثه؛ برخورد، تصادف؛ پرواز خودروها در هوا و انفجار تقریباً پای ثابت تمام قسمت‌های این سریال است. به‌ طور متوسط در هر قسمت در این سریال ۲ تا ۳ نفر کشته می‌شوند و ۵ تا ۶ خودرو نابود می‌شوند و از این جهت مورد توجه مخاطبان بسیاری قرار گرفته است.
یکی از رموز موفقیت سریال حضور معروف‌ترین بدلکاران آمریکایی در سریال بود. مایکل بی و جری بروخ‌هایمر که تجربه ساخت صحنه‌های اکشن در فیلم‌هایی چون «جان‌سخت» و «سرعت» و سری فیلم‌های «اسلحه مرگبار» را در کارنامه خود داشتند، از همان ابتدا همکاری با این سریال را آغاز کردند. ضمن اینکه زنده یاد پیمان ابدی یکی از بدلکاران این مجموعه بود که در دهه ۸۰ به ایران سفر کرد و در سانحه ای که بر سر صحنه یکی از فیلم ها برایش پیش آمد، از دنیا رفت.
گرچه این سریال هم گاف های بسیاری دارد که از نگاه تیزبین طرفداران این سریال پنهان نماند و توسط کاربران فضای مجازی دست به دست شد. اما به دلیل جذابیت و محبوبیتی که این مجموعه در بین مخاطبان تلویزیون دارد، باز هم چیزی از جذابیت آن کاسته نشد. از جمله گاف هایی که در این سریال وجود دارد این است که در بسیاری از قسمت‌ها اتومبیل سمیر عوض می‌شود. در سال ۱۹۹۸ در حالی که سمیر سوار بی‌ام‌وی سری ۳ بود در حالی به تعقیب مجرمان می‌پرداخت که بیننده او را سوار بر خودروی مدل ۱۹۹۲ می‌دید و یا در بسیاری از قسمت‌های سریال بخصوص از سال ۲۰۰۰ تاکنون پلاک‌های تکراری روی خودروهای مختلف دیده می‌شود.
سال ۱۹۹۸ در حالی که خودروی آندره فاک مرسدس بنز مدلCLK بود مدام او سوار بر خودروهای بنز مختلف دیده می‌شد.
در یکی از قسمت‌های سریال در فصل چهارم کارآگاهان کبرا ۱۱ قصد ورود به یک پایگاه نظامی را داشتند که با منع ورود مواجه شدند. این در حالی است که طبق قوانین در آلمان تمام افسران پلیس اجازه ورود به هر پایگاه نظامی را دارند و…
با این حال هنوز هم پس از بیش از یک دهه که از پخش این مجموعه در تلویزیون می گذرد، باز هم طرفداران خود را توانسته راضی نگه دارد. از این رو دوستان فیلمساز به خصوص کارهای اکشن و پلیسی باید به این نکته توجه داشته باشند که چه چیزی باعث شده تا یک مجموعه تا این حد مورد توجه قرار بگیرد که همچنان برای مخاطبانش جذاب باشد. گرچه امکاناتی که برای ساخت چنین آثاری در کشور آلمان وجود دارد، اصلا قابل مقایسه با امکانات فیلمسازی در کشور ما نیست، اما شیوه داستان گویی و شخصیت پردازی که نویسنده و کارگردان در این مجموعه دارد، باعث شده تا به یکی از سریال های پرمخاطب تلویزیون تبدیل شود که حتی در بازپخش ها هم مورد توجه قرار بگیرد.

اشتراک گذاری در:

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش صبا، تصویربرداری سریال «مرگ خاموش» به کارگردانی احمد معظمی و تهیه کنندگی ابوالفضل صفری این‌روزها در حال انجام است.

ابوالفضل صفری تهیه کننده این‌سریال در خصوص این سریال به «صبا» گفت: در حال حاضر تصویربرداری در حال انجام است و بر اساس صحبت های اولیه کاوه آفاق قرار است خواننده تیتراژ این‌سریال  باشد. کاوه افاق پیش از این تیتراژ سریال سارق روح را نیز خوانده بود و به دلیل استقبال مخاطبان این سریال نیز با صدای او پخش خواهد شد.

گفتنی است ؛ سریال (مرگ‌خاموش) با موضوع مسائل امنیتی و مواد مخدر است که  با یک گروه امنیتی به حل مسائل اتفاق افتاده در جریان سریال میپردازند و بازیگرانی مثل : سعید راد، حمید عطایی، علیرضا جلالی تبار، سامیه لک، رویا میر علمی ، ستاره اسکندری ، رضا مولایی و …تا به حال در برابر دوربین احمد معظمی به ایفای نقش پرداخته اند.

درباره : موزیک ها و غیره

این
عنوان در مقایسه با نسخه قبل شاهد رشد فروش ۲۵ درصدی در هنگام عرضه بود،
هر چند که نسخه قبل به صورت انحصاری برای کنسول‌های «مایکروسافت» عرضه شده
بود. در مقایسه با اولین نسخه از سه گانه جدید، شاهد کاهش فروش ۷۰ درصدی
هستیم، هر چند این آمار فقط به فروش فیزیکی محدود می‌شود و از سال ۲۰۱۵
تاکنون، شاهد رشد زیادی در آمار فروش دیجیتالی بوده‌ایم. «Spider-Man»،
آخرین انحصاری کنسول پلی استیشن ۴، با کاهش فروش ۴۲ درصدی این هفته نیز در
صدر قرار گرفته و این میزان کاهش در هفته دوم از عرضه یک بازی، بسیار
چشم‌گیر است. بازی جدید دیگری که در بین عناوین پرفروش قرار گرفته، «NBA
۲K19» است که توانسته رتبه سوم را از آن خود کند. یکی از بازی‌های پرفروش
هفته قبل یعنی «Dragon Quest XI: Echoes of an Elusive Age» در این هفته با
۸۶ درصد کاهش، به رتبه بیست و نهم سقوط کرده است. ده بازی پرفروش این هفته
به شرح زیر هستند:

۱.Spider-Man

۲.Shadow of the Tomb Raider

۳.NBA 2K19

۴.Crash Bandicoot: N.Sane Trilogy

۵.Mario Kart 8: Deluxe

۶.Grand Theft Auto V

۷.F1 2019

۸.The Elder Scrolls Online

۹.LEGO The Incredibles

۱۰.Super Mario Odyssey

درباره : موزیک ها و غیره

بازی اسپایدرمن شرکت مارول که توسط شرکت Insomniac Games توسعه پیدا کرده است همچنان به فروش عالی خود ادامه می‌دهد. هفته گذشته این بازی سریع‌ترین فروش را در بریتانیا داشته است و این هفته همچنان در صدر جدول پرفروش‌ترین بازی‌ها قرار داد.

بازی اسپایدرمن شرکت مارول هنوز در صدر پرفروش‌ترین بازی‌ها قرار گرفته و بازی‌هایی چون Shadow of the Tomb Raider و NBA 2K19 هنوز نتوانسته‌اند فروشی معادل این بازی داشته باشند. باتوجه به وبسایت Gameindustry، فروش این بازی نسبت به هفته اول عرضه تنها ۴۲ درصد کاهش یافته است که در مقایسه با فروش هفته اول همچنان خوب است.

از سوی دیگر بازی Shadow of the Tomb Raider در هفته اول عرضه، عملکرد مناسبی نداشت. در مقایسه با نسخه سال ۲۰۱۳ این بازی، فروش فیزیکی این بازی ۷۰ درصد کاهش پیدا کرده است. البته باید این نکته را در نظر گرفت که در آن زمان نسخه‌های دیجیتالی کمتر محبوب بودند. در مقایسه با نسخه سال ۲۰۱۵ یعنی بازی Rise of the Tomb Raider ، فروش نسخه ۲۰۱۸، ۲۵ درصد بیشتر است اما باید در نظر گرفت که نسخه ۲۰۱۵ به صورت انحصاری برای ایکس‌باکس وان عرضه شد.
بازی NBA 2K19 نیز تقریبا به فروش نسخه ۲۰۱۸ خود رسیده است و ۶۵ درصد نسخه‌های فروخته شده از آن متعلق به پلی استیشن ۴، ۳۳ درصد برای ایکس‌باکس وان و ۲ درصد برای نینتندو سوییچ بوده است

درباره : موزیک ها و غیره

فیلم کوتاه «یک درصد» در مرحله تدوین قرار دارد.
به گزارش رسیده، فیلم کوتاه «یک درصد» به نویسندگی و کارگردانی امیر اسدزاده با اتمام فیلمبرداری در حال حاضر در مرحله تدوین قرار دارد.
حسین کرمی، مانیا فیلوم، الینا صادقی، سیدجلال حسینی، سایه مقدسی، مه‌لقا مرتاضی بازیگرانی هستند که در این فیلم کوتاه به ایفای نقش پرداخته اند.
«یک درصد» مضمونی اجتماعی دارد و در خلاصه داستانش آمده: پدری بخاطر مخارج بیماری فرزندش تن به هر کاری می دهد اما در نهایت تحریم دارو‌ها او را وادار می کند که… .
دیگر عوامل پشت دوربین این فیلم کوتاه عبارتند از: تهیه کننده: رضا موسوی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: علی صادقی، منشی صحنه: سمیه بیگلری نادر، مدیر تولید: مه‌لقا مرتاضی، تصویربردار: میلاد قصاب زاده هریس، صدابردار: سپیده شیرخدا، طراح و مجری گریم: پروانه نظری، عکاس: فاطمه خادم‌الحسینی، تدوین: علی مقصودی، مجری طرح: آموزشگاه هنرهای نمایشی صحنه.

اشتراک گذاری در:

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش صبا؛ آیین رونمایی از سه عنوان کتاب از مجموعه تقویم تاریخ دفاع
مقدس با عناوین “دروغ بزرگ”، “امتحان بزرگ” و “میمک عاشورایی دیگر” برگزار
می‌شود.

این مراسم ساعت ۱۰ روز دوشنبه (۲ مهرماه) با حضور امیر دریادار
حبیب‌الله سیاری، معاون هماهنگ‌کننده ارتش جمهوری اسلامی ایران، امیر سرتیپ
کیومرث حیدری فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، حجت‌الاسلام
والمسلمین روح‌الله حسینیان، رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی و جمعی از
مقامات لشکری و کشوری در فرهنگسرای اندیشه واقع در خیابان شریعتی، نرسیده
به پل سیدخندان، پارک اندیشه برگزار خواهد شد.

براساس این گزارش، جلد ۴۸ از مجموعه تقویم تاریخ دفاع مقدس با
عنوان “دروغ بزرگ”، به بررسی وقایع مردادماه ۱۳۶۳ می‌پردازد و نمونه‌های
بی‌شمار نقض قوانین بین‌المللی، عهدشکنی و دروغ‌گویی رژیم بعث عراق و
متحدان غربی و عربی‌اش را در دوران جنگ تحمیلی روایت می‌کند.

وقایع شهریورماه ۱۳۶۳ در جلد ۴۹ مجموعه تقویم تاریخ دفاع مقدس با
عنوان “امتحان بزرگ” مورد واکاوی قرار می‌گیرد و جلد ۵۰ از این مجموعه نیز
با عنوان “میمک، عاشورایی دیگر”، با استفاده از اسناد، گزارش‌های روزانه
جنگ، مصاحبه‌ها و … به بررسی وقایع و رخدادهای مهر سال ۶۳ می‌پردازد.

درباره : موزیک ها و غیره

سایت احمدرضا، گروه سینمای جهان – وصال روحانی: برای پیدا کردن ریشه های سینمای دینی در جهان غریب باید به گذشته دور سفر کرد و حتی به ایام نخستین این هنر چشم دوخت.
بررسی ها نشان می دهد حتی در فیلم های کلاسیک و اولیه ای مثل «Intolerance»محصول ۱۹۱۶ نوعی اصولگرایی مذهبی وجود داشته و اولین نسخه «بن هور» که به شیوه صامت و در سال ۱۹۲۵ اکران شد، مانند مشهورترین و بهترین ورسیون آن (محصول ۱۹۵۹ و ساخته ویلیام وایلر) بر بنیادهای مذهب حرکت می کرد و جنگ های ارابه رانی آن فقط پوششی هنری بر انگاره های مذهبی و باورهای ایمانی بود. اولین نسخه «شاه شاهان» در سال ۱۹۲۷، «نشانه صلیب» در سال ۱۹۳۲ و «شیطان و دانی یل دبستر» در سال ۱۹۴۱ دیگر فیلم های «مذهب بنیان» زمانه خویش بودند و «فرشته بر شانه های من» در سال ۱۹۴۶ و «فقط خدا می داند» در سال ۱۹۴۷ ثابت کردند حتی در یک هالیوود پول پرست، ایمانی به خداوند و مشیت الهی از نظرها دور نمی ماند و تکیه گاه کاراکترهای این آثار است.
حرکتی بایسته تر
شکوفایی فیلم های مبتنی بر مذهب و حرکت بایسته کارگردانان غربی به سوی ایمان و مذهب و به ویژه مسیحیت که دین غالب در آمریکای شمالی و اروپا است، از دهه ۱۹۵۰ به بعد شدت بیشتری گرفت.
«خرقه» در سال ۱۹۵۳ با شرکت کلکسیونی از بازیگران نامدار هالیوود نوعی عروج با سلاح ایمان بود و «۱۰ فرمان» در سال ۱۹۵۶ که صیاد جوایز اسکار بود، نشان داد شهر رویاسازی های کاذب برای راضی نگه داشتن مردم دین مدار در غرب از هیچ کاری فرو گذار نمی کند. «باراباس» در سال ۱۹۶۱ ادامه ماجراهای مسیحیایی در هالیوود بود و «بزرگترین داستان گفته شده» در سال ۱۹۶۵ نمادی از داستان های کهن و در بردارنده ماجرای کشتی نوح و ادامه ای بر آن.
رودررویی آشکار خدا و مذهب
با این حال هالیوود از اواخر مهر ۱۹۶۰ به بعد تصمیم گرفت برای مهیج تر کردن فیلم های آیینی و پول درآوردن بیشتر، شیطان را به شکلی آشکارتر رو در روی خدا و مذهب قرار دهد و در داستان های خود تأکید کند که اگر انسان برنخیزد و پرهیزکار نباشد، اسیر پلیدی ها خواهد شد. «بچه رزماری» محصول ۱۹۶۸ اولین اثر بزرگ نشان دهنده کاشته شدن بذر شیطان در انسان ها و این بار در بطن مادر و در جنین او بود و «جن گیر» در سال ۱۹۷۲ به داستان مخوف اسیر شدن روح و جسم یک دختر نوجوان (لیندا بلر) توسط اهریمن چنان بال و پر هولناکی داد که لقب ترسناک ترین فیلم تاریخ همچنان سزار آن می نماید و البته ویلیام فردکین خالق این فیلم پردلهره است. «طالع» (در ایران با نام «طالع نحس») نشانگر یک کودک دیگر بود که در دام شیطان افتاده و با داشتن شماره مخوف ۶۶۶ بر فرق سرش هرگاه اراده کند ساطور مرگ را بر سر قربانی هایش نازل می کند. این بچه (با نام کوچک دیمی ین) خود شیطان نیست اما نزدیک ترین چیز به اوست.
اروپا در همان زمان امثال «برادر خورشید و خواهر ماه» را می ساخت که نسخه نرم و نازک فیلم های کدر و تند ضد مذهبی بود که در قالب استیلای شیاطین ساخته می شد و خبری از سبعیت در آنها نبود. اروپایی ها دوست داشتند از عنصر هشدار اولیه به مردم دین از دست داده اکتفا کنند اما هالیوود با نشان دادن حداکثر حرکات حیوانی از سوی انسان های مذهب از دست داده به آنها تلنگر می زد که بیدار شوید وگرنه مثل «دوگما» (۱۹۹۹) به سوی تباهی مطلق و زندگی درون طیفی از شیطان پیش خواهید رفت.
سریر خون
دامنه تولید فیلم مبتنی بر وحشت های اجتماعی و دوری از باورهای آیینی و ایمانی به آنجا کشیده شد که سری فیلم های وحشتناک «جمعه سیزدهم»، «اره»، «جیغ» و «جنایت در خیابان الم» تبدیل به سریر خون و پایتخت های جنایت شدند و کنجکاوی و وحشت طلبی تماشاگران به بیراهه کشیده شده غربی بازار این فیلم ها را داغ تر و گیشه آثار مبتنی بر مسیحیت از دست رفته را پررونق تر کردند.
«میسیون» کار فوق العاده سال ۱۹۸۶ رولاند جافی قصه یک هیئت مذهبی است که با در برداشتن انسان های از جان رسته برای تبلیغ آیین های کلیسایی به یک آمریکای جنوبی فاقد باورهای محکم مذهبی می رود و چون از درون ترک خورده، ایستادگی لازم را تقابل پلشتی های روزگار بروز نمی دهد و بازی رابرت دنیرو در رل یکی از میسیونرها که خود دچار شک و اخلال است چنان درخشان می نماید که فیلم فقط بر پایه آن نیز می تواند در برهوت بی آیینی به نقطه نجات برسد.
دلایل بازگشت
«آخرین قدم های مرد مُرده» در سال ۱۹۹۵ با بازی حرفه ای شون پن و سوزان ساراندون (که دومی جایزه اسکار را برد) قصه مردی است که وقتی به مجلس می افتد و مقابل مجازات اعدام قرار می گیرد، به تمامی ملکوت رهایی از وجود باطلش و زیبایی های مذهب پی می برد اما برای رستگاری روح شیطان وار او قدری دیر شده است. «مایل سبز» (۱۹۹۷) به کارگردانی فرانک دارابونت بیشتر یک خرافه گرایی آراسته شده به باورهای مذهبی است ولی هالیوود پس از سال ها گم کردن مذهب و رویکرد به فیلم های اغوا کننده نشانگر زیبایی های کاذب بیرونی سرانجام از سال ۲۰۱۰ به سود ایمان و مذهب رجعت کرد.
یک دلیل عمده این رویکرد این بود که فیلم های برخاسته از درون این سیستم فکری بسیار ارزان تمام می شدند و در گیشه بسیار می فروختند اما شکی نیست که فقط استقبال مجدد مردم از مذهب و آیین و احترام بود که سبب می شد هالیوودی ها دنیا و زندگی را جور دیگری ببینند و به سبک و سیاق فرانک کاپرا در فیلم جاودانی «این زندگی فوق العاده» یادآور شوند که باید قناعت پیشه بود و به تمامی زحمات خداوندی ادای عشق و احترام کرد و با وزش نسیم های ناملایمات دین و ارزش خانواده را فراموش نکرد.
محصولات دوری از انجماد فکری
پی آمد این نگرش ساخت حداقل ۱۰ فیلم مذهب محور در هر سال از ۲۰۱۰ به بعد در یک هالیوود غرق در انجماد فکری بوده است. از این دست فیلم ها که به ندرت از جمع ۱۰ اثر پرفروش سینمایی در هفته های نخست اکران شان خارج نشده اند، می توان به این موارد اشاره کرد: «نامه هایی به خدا»، «پسر واعظ» و «تلاقی» (هر سه محصول ۲۰۱۰)، «ترنم کننده روح» و «نشان وقار» (هر دو محصول ۲۰۱۱)، «کشتی نوح: یک آغاز تازه»، «بهشت گمشده» و «بین بهشت و زمین» (همگی محصول ۲۰۱۲)، «کتاب دانی یل» و «شمع کریسمس» (محصول ۲۰۱۳)، «خدا نمرده است»، «مهاجرت: خدایان و پادشاهان»، «پسر خدا» و «آوار» (محصول ۲۰۱۴)، «۹۰ دقیقه در بهشت»، «کشتن مسیح» و «آخرین روزها در صحرا» (محصول ۲۰۱۵)، «معجزه هایی از بهشت»، «بپا خاسته» و «قول» (محصول ۲۰۱۶) و «احیای گاوین استون»، «معصوم ها» و «بگذار روشنایی بیاید» (محصول ۲۰۱۷). در این میان «سکوت» فیلم آیینی و مذهبی مارتین اسکورسیسی محصول سال ۲۰۱۶ برخلاف کارهای مذهبی مل گیبسون چندان نفروخت و حتی بازی عالی لیام نیسون و آدام درایور هم دریچه نجات هنری و رستگاری فرهنگی آن نشد.
در سال ۲۰۱۸ نیز فیلم های آیین محور «فقط می توانم تصور کنم»، «مانند نیزه ها» و قسمت دوم فیلم «ناشکسته» یا عرضه شده اند و یا در نوبت اکران اند و یک بار دیگر با موجی طرف هستیم که حداکثر ۵ میلیون دلار صرف ساخت یک فیلم می کند و در گیشه ها ۱۲ تا ۱۵ برابر آن را در می آورند.
بهترین های گیبسون
با این حال ماندگارترین فیلم های آیینی و مبتنی بر مذهب در غرب ظرف دو دهه اخیر که توانسته اند با بهترین های فیلم های غیرایمانی چند دهه گذشته برابری کنند، بی گمان «مصایب مسیح» فیلم تند و سرشار از خونریزی سال ۲۰۰۴ مل گیبسون و «Hacksaw Ridge» کار دیگری از همین سینماگر و محصول سال ۲۰۱۶ بوده اند، در اولی می بینیم که چگونه تفرقه سازان و افراد موسوم به «Jesuits» و حافظان حکومت های وقت مسیح را به صلیب می کشند تا تاج و تخت شان بر باد نرود و در دومی یک سرباز جوان بهیار در عین پشت نکردن به باور بنیادین اش در خصوص اسلحه به دست نگرفتن و پرهیز از کشتن انسان ها دست به قهرمانانه ترین حرکات در جبهه یک جنگ مخوف می زند تا افسران و سربازان افتاده در ورطه مرگ را به گوشه امنی برساند و به نعمت زندگی پیوند بزند. دزموند داس (با بازی اندرو گارفیلد) در «Hacksaw Ridge» نماد همه معصومیت های از دست رفته در هالیوود است و گیبسون چنان در «مصایب مسیح» حواریون سست عنصر کنونی را با تماشای رنج کلانی او زجر می دهد که انگار قصد بیدار کردن آنها از خواب غفلت تجاری گرایی در جهان اقتصادی امروز را دارد.
در دوربین اسکورسیسی
در نقطه مقابل مارتین اسکورسیسی در سال ۱۹۸۸ «آخرین وسوسه مسیح» را براساس نوشته نیکوس کازانت ساکیس یونانی به بینندگان داد تا بگوید خدشه ها و نیرنگ ها حتی در مقابل برگزیدگان ارشد خداوند نیز خودنمایی کرده اند و فقط سه سال بعد از آن در بازسازی «دماغه وحشت» با نشان دادن مرد مهاجم و تعقیب گری که خانواده فرد مسبب به زندان رفتن خویش را عذاب می دهد و به سوی نیستی می راند، از رستگار نشدن مردمی می گوید که درس های مسیح(ع) را نیاموخته اند، این تضادها همگی از عملکرد استودیوهایی برمی خیزد که در عین پول گرایی صرف گاهی تسلیم روح بلند انسان ها و پرواز اندیشه های کمال طلب می شوند و در غیر این صورت کمپانی های فیلمسازی در غرب سال هاست که آموخته اند مذهب فقط یک نماد گذرا در فیلم هایشان باشد و نمایش های آیینی فقط مراسمی سرشار از تظاهر مانند آن چه در فیلم مفرح «برادران بلوز» (۱۹۸۰) می آید.
درس های کوبریک
شاید هم چشم های استنلی کوبریک فقید از همگان تیزتر و بیناتر بوده باشد زیرا با «چشمان کاملاً بسته» (۱۹۹۹) و با بازی تام کروز و نیکول کیدمن در رل های اصلی نشان داد که چطور جهان غریب به سوی فروش هر چه نازل تر انگارهای مذهبی خود رفته و دیگر به هیچ چیز پای بند نیست. این فیلم داستان زن و شوهر جوانی است که در افسون بایدها و نبایدها گرفتارند و رویا و کابوس را آمیخته و از دروازه های انسانیت عبور کرده و در لب مرز تباهی قرار دارند و زندگی برایشان چالشی سرشار از زیبایی و افسوس است. به کدام سو باید رفت.
کوبریک فقط چند روز بعد از شروع اکران این فیلم جان باخت تا هیچکس نفهمد از درون قصه هشدار دهنده اما قدری پر ابهام او کدامین دستورالعمل را می توان به مردم روزگار داده پایان باز فیلم او دنیایی رو به تباهی های بعدی و شاید هم رستگاری انسان هایی است که به چشم دیده اند چطور می توان بر اثر مذهب گریزی با شتاب هر چه بیشتر به سوی تباهی رفت و دم نزد و به غلط تصور کرد که زیبایی های بصری همه نعمتی است که خداوند به انسان ارزانی داشته است.

اشتراک گذاری در:

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش صبا؛ نشست خبری جایزه
«نوفه»، جایزه‌ مستقل رمان تألیفی گمانه‌زن، عصر روز یکشنبه (بیست و پنجم
شهریورماه) در محل دبیرخانه این جایزه برگزار شد.

در این نشست، فرزین سوری – دبیر جایزه – گفت: این روزها مهلت ارسال آثار
به دبیرخانه‌ نوفه رو به پایان است. ولی به‌دلیل اعتماد و اقبال بالایی که
ناشران و نویسندگان به این جایزه داشته‌اند، مهلت ارسال آثار به دبیرخانه،
چه در بخش اصلی(رمان سال گمانه‌زن)، چه در بخش فرعی(فصل اول)، به مدت یک
ماه تمدید شده است. بدین ترتیب ناشران و نویسندگان می‌توانند تا پایان
مهرماه آثار خود را به دبیرخانه ارسال کنند.

دبیر اولین دوره جایزه‌ «نوفه» همچنین آماری از آثار رسیده به دبیرخانه
را اعلام کرد و افزود: در بخش اصلی، «کتاب سال گمانه‌زن» تا امروز به بیش
از ۱۱۰ اثر رسیده و آثار دریافتی در بخش جنبی نوفه، کتاب منتشرنشده یا همان
«فصل اول» بیش از ۵۰ اثر بوده است.

سوری در ادامه گفت: دبیرخانه‌ «نوفه» مایل است غافلگیری خود از تعداد
آثار رسیده را اعلام کند. ۱۱۰ کتاب تألیفی در ژانری که در ایران مراحل
جنینی خود را طی می‌کند اتفاقی مهم است.

او همچنین با اشاره به ژانر کتاب‌های ارسالی، اضافه کرد: با توجه به
ژانر کتاب‌های رسیده می‌توان متوجه مشابهات آثار رسیده با آثار ترجمه‌ای
رایج در ایران شد. این کتاب‌های از ژانرهای فانتزی حماسی و علمی‌تخیلی و یا
گوتیک/وحشت و قجرپانک هستند. همچنین کتاب‌هایی در ژانر داستان‌های هزار و
یک شبی(ایرانی، عربی، هندی) برگرفته از سنت روایی خاورمیانه‌ای و قصه‌گویی
شرقی و یا آثاری در فضای نثر تاریخ‌نگارانه‌ بیهقی، جوینی و طبری در قالب
تاریخ بدیل به دبیرخانه رسیده است. البته ناگفته نماند که داستان‌هایی در
سبک بازگویی قصه‌های عامیانه‌ فارسی و اقتباس نو از افسانه و حماسه و متون
فارسی/عربی/هندی نیز در میان آثار رسیده دیده می‌شود.

دبیر اولین دوره جایزه‌ «نوفه» ادامه داد: بنابراین گونه‌ای از ادبیات
وجود دارد که منتظر اشاره و صحبت ماست و منتظر نقدنویسی و تحلیل‌نویسی است.
می‌توان این نوع ادبی را از ضمیر ناخودآگاه خواننده و نویسنده خارج و آن
را به جریال اصلی ادبیات فارسی تبدیل کرد. چه بسا که ناشران بسیاری هم در
ایران سال‌هاست که در بخش ترجمه‌ گمانه‌زن کار کرده‌اند. خواننده و ناشر
ایرانی سال‌هاست با این ژانرها آشناست، ولی امروز نویسنده‌های بسیاری به
این گونه‌ ادبی روی آورده‌اند. کارگاه‌های داستان‌نویسی با موضوع ادبیات
وحشت، ادبیات ژانری و امثالهم نیز برگزار می‌شود.

این مترجم در ادامه به ناشرانی که در این ژانر آثار تألیفی به چاپ
رسانده‌اند اشاره کرد و از انتشارات‌های روزنه، ققنوس، ویدا، آگاه، موج،
علمی و فرهنگی(پرنده آبی)، نگاه، چشمه، نردبان، مرکز، پیدایش، پریان، افق،
قدیانی، نیماژ، داستان، هوپا و مبتکران(میچکا) به‌عنوان ناشرانی که
کتاب‌هایی برای جایزه‌ «نوفه» آثاری ارسال کرده‌اند، نام برد.

سوری همچنین با بیان اینکه یکی از اهداف اصلی «نوفه»، تثبیت این سلیقه‌
ادبی و ایجاد گرامری برای صحبت در مورد آن است به سابقه برگزاری این‌گونه
جوایز ادبی اشاره کرد و گفت: سابقه‌ برگزاری جوایز و مسابقات ادبیات
گمانه‌زن و ژانری در دنیا بسیار است. از جوایزی مانند Hugo و Nebula گرفته
تا جوایز مختص ادبیات علمی‌تخیلی مثل جایزه‌ی Philip K. Dick و John W.
Campbell یا جایزه‌ گرند مستر فانتزی. البته جوایزی که برای این گونه‌ ادبی
در ایران برگزار شده هم کم نبوده است. از وبسایت‌های مختلف هواداری تا
جایزه‌ گروه ادبیات گمانه‌زن که تا هفت دوره برگزار شد. ولی «نوفه» برخلاف
اکثر این جوایز، نه یک مسابقه برای داستان کوتاه یا داستان ترجمه، که
منحصراً معطوف به رمان فارسی گمانه‌زن است.

سوری در ادامه، با اشاره به مسیری که دبیرخانه «نوفه» تا به امروز طی
کرده است، از مهدی یزدانی خرم، احمد غلامی، احسان رضایی و فریدون عموزاده
خلیلی به‌عنوان افرادی که در این پروسه با دبیرخانه همکاری و مشاوره
داشته‌اند، تشکر کرد.


به گفته‌ او، داوری جایزه‌ «نوفه» به ترتیبی متفاوت صورت خواهد گرفت و
به جای تمرکز بر سلیقه‌ داوران شاخص، به صورت داوری جمعی بزرگ متشکل از
فعالان ادبی، نویسندگان، ناشران و کارشناسان و خوانندگان ادبیات روز انجام
می‌شود. او اعلام کرد که اختتامیه این جایزه‌ ادبی بعد از اتمام فرآیند
داوری، در زمستان ۹۷ برگزار خواهد شد.

درباره : موزیک ها و غیره

سایت احمدرضا، گروه سینمای جهان – وصال روحانی: اولین روزی که پدرو پاسکال در سر صحنه فیلمبرداری «اعتدال دهنده۲» با دنزل واشینگتن ملاقات کرد، برای او روزی ویژه به حساب می آمد. درست است که او در سال های اخیر به حضور در فرانچیزها و فیلم های چند قسمت عادت کرده، اما واشینگتن هر کسی نیست و نسل جوان تر همیشه به وی به چشم یک غول در این حرفه نگریسته است.
اگر پاسکال متخصص بازی در فرانچیزها شده، واشینگتن به رغم بیش از ۴۵ سال بازیگری در تئاتر و سینما اولین باری است که در یک فرانچیز ظاهر می شود و برای آنتوان فوکوا کارگردان هر دو قسمت «اعتدال دهنده» نیز این امر صدق می کند و این در حالی است که او و واشینگتن در فیلم های دیگری مثل «روز تمرین» (۲۰۰۲) و بازسازی «۷ دلاور» (۲۰۱۶) نیز همکاری کرده اند و هیچ یک از کارهای مشترک شان گیشه ضعیفی نداشته اند و «اعتدال دهنده۲» نیز خوب فروخته است.
صبح روزی که پدرو پاسکال شنید کسی درب اتاقک او را در محل فیلمبرداری «اعتدال دهنده۲» می زند، هرگز فکر نمی کرد فرد پشت در دنزل واشینگتن باشد ولی واقعاً این مرد نامدار به سبب نیاز کاری پیشقدم شده و برای دیدار و مشورت با پاسکال به دیدار او آمده بود. پاسکال می گوید: فکر کردم کسی که در می زند یکی از اعضای گروه تولید است که آمده تا مرا برای گریم ببرد ولی واشینگتن به رغم تمامی عظمت اش آمده بود تا صحنه ها را با من تقسیم و مشارکت کند و به اولین سکانس مشترکی که پیش رو داشتیم، حالت و تأثیرگذاری بیشتری را ببخشد. البته فقط در ۲۰ دقیقه اول صحبت مان به این کار پرداختیم و در نیم ساعت بعدی راجع به تئاتر حرف زدیم که خاستگاه اولیه هر دوی ما بوده است.
راه همکاری مؤثر
دنزل واشینگتن به رغم دو جایزه اسکاری که تصاحب کرده و دهها جایزه سینمایی دیگرش همیشه تأکید کرده که ابتدا و در درجه نخست یک بازیگر تئاتری و مردی از آن عرصه است و پدرو پاسکال هم پس از دیدن واشینگتن در نمایش «حصارها» نوشته آگوست ویلسون که توسط همین بازیگر در سال ۲۰۱۷ به یک فیلم سینمایی موفق برگردانده شد، به نکته فوق ایمان بیشتری آورده و قابلیت های تئاتری دنزل را تحسین کرده بود. با این حال پاسکال و واشینگتن در «اعتدال دهنده۲» بیشتر از آن رو هماهنگ و موفق اند که صرف نظر از هر نکته ای راه همکاری مؤثر با یکدیگر روی پرده نقره ای را هم امتحان و تمرین کرده اند. قسمت دوم «اعتدال دهنده» مثل فیلم نخست سرشار از صحنه های برخورد و انفجار و نمادهای یک فیلم اکشن است و به همین سبب هماهنگ شدن این دو بازیگر با مقدمات و تلاش بیشتری فراهم آمد. پاسکال در واپسین روزهای تابستان ۲۰۱۸ در حالی که این فیلم مثل قسمت اول فروش زیادی داشته و طبعاً ساخت قسمت سوم را از حالا قطعی ساخته است، می گوید: هرگز روزهای نخست همکاری ام با واشینگتن را از یاد نمی برم. همه چیز بسیار سوررئال بود. من مشغول همکاری با یکی از بزرگترین هنرپیشه های ایام معاصر بودم و به تبع آن عصبی بودم و در عین حال اطمینان داشتم که از هر جهت به درستی تدارک دیده ام و کمبود فنی ندارم. وقتی کار به طور رسمی و فیلمبرداری به شکل قطعی آغاز شد، احساس می کردم با یک همکلاسی ام کار می کنم. البته یک همکلاسی کاملاً برتر.
پیام آور شلوغی و جذابیت
البته پدرو پاسکال در سال های اخیر خودش را از هر جهت به اثبات رسانده و نشان داده که می تواند با حضور و نحوه بازی اش در هر فرانچیز و در مسیر داستانی آن تفاوت های لازم را ایجاد کند. این حضور و تأثیر آن به حدی است که صاحبان و سازندگان فرانچیز مطمئن شده اند در صورت استفاده از پاسکال می توانند هر تغییر جذاب و شلوغی و به هم ریختگی را به متن داستان شان بیافزایند و بینندگان را بیش از پیش با خود همراه سازند، پاسکال در سطح جهان، کم گردش و تفحص نکرده ولی ابتدا در دانشکده معتبر هنرهای نمایشی «تیش» در شهر نیویورک آمریکا کارآزموده شد و در هنر تئاتر به مهارت های لازم رسید و از آنجا به صحنه سینما و تلویزیون کشیده شد و توانست در خلق کاراکتر جدید اوبرین مارتل در سریال تلویزیونی معروف «بازی تاج و تخت» موفق عمل کند. او البته فقط در سیزون چهارم این مجموعه ظاهر شد ولی در قالب کاراکتر مورد بحث چنان درخشید که طراحان و مدیران این سریال از این که کاراکتر او در پایان ۸ اپیزود از این سیزون جان باخته، تأسف خوردند و برای استمرار بخشیدن به انرژی و جذابیت کاراکتر او که مربوط به یک پرنس مُرده می شد، به تکاپو افتادند.
کلکی که نگرفت
زنده کردن مجدد وی البته امکان پذیر نبود و در نتیجه آنها در قسمت های بعدی دو دختر وی را به عنوان چهره هایی تازه به تماشاگران معرفی کردند که البته این کلک نگرفت. البته پدرو پاسکال به لطف همان درخشش بالنسبه کوتاه مدت بـه سمت چند فرانچیز سینمایی کشیده شد و از این فرانچیزهـا می توان بـه «مرد پادشاه: دایره طلایی» و البته قسمت دوم «The Equalizer» اشاره کرد و همین طور به قسمت دوم فیلم کمیک بوکی «زن شگفت انگیز» ساخته پتی جنیکنز که در سال ۲۰۱۹ پخش خواهد شد.
پاسکال می گوید: ظاهراً من مرد مجرب فیلم های دنباله ای هستم که مخالفتی هم با آن ندارم و این ماجرا اسباب گلایه مندی من نشده است زیرا شاید نوع حضور و انرژی من کمک کند تا ماجراها به سمت و سویی برود که هیچکس انتظار آن را نداشته است. با این حال من هیچ فرصت و امکان دیگری را هم به هدر نمی دهم.
سرشار از سوءظن
با این حال «اعتدال دهنده۲» مثل قسمت اول این فیلم بیشتر داستان زندگی و کارهای رابرت مک کال با بازی آرام و حساب شده اما سرشار از احتمال و سوءظن دنزل واشینگتن در اوج پختگی وی در ۶۴ سالگی اوست. مک کال یک مأمور سابق و بازنشسته سیا است که دست به هر کار و معامله ای می زند و از هیچ چیز رویگردان نیست و با این که دوست دارد. دوران بازنشستگی آرام و بدون دغدغه ای را پشت سر بگذارد اما مثل فیلم اول بر سر روابط گروهی و گرایش های شخصی و درخواست افراد مورد تصری واقع شده، مجبور به مداخله در بازی های خطرناکی می شود که معمولاً برای دیگران آمد ندارد و چون یک استاد آرام و مرموز در قتل و کشتار و ماهر در ویران سازی مأمن خلافکاران است، در هر دو مورد و در هر دو فیلم جنایی طراحی و کارگردانی شده توسط آنتوان فوکوا سر به سلامت می برد و تبهکاران را از پای در می آورد و اجازه نمی دهد شهر و منطقه محل زندگی اش ملعبه دست مشتی گانگستر بسیار ثروتمند شرق اروپایی (روسی) شود.
تشریح تدریجی یک کاراکتر نامعلوم
در این میان پاسکال رل دستیار پیشین مک کال و پدیده سال های پیش آژانس مأموران مخفی را ایفا می کند که گمان دارد مک کال کشته شده است، تا اینکه روزی این مأمور سیاهپوست ویژه در مقابل درب خانه وی سبز می شود و به اطلاع او می رساند که سردسته آنها (با بازی ملیسا لئو) که سالها به آنها برنامه می داد و سرنخ امور در دستش بود، به قتل رسیده است و طبعاً آنها موظف اند که ماجرا را پیگیری و مقصران را شناسایی و حذف کند و به واقع در پی خونخواهی وی باشند و هر مرحله و ترتیبی را در این امر رعایت کنند.
پدرو پاسکال درباره این مسئله و ارتباط خودش با مک کال و خط و خطوط سایر کاراکترها می گوید: مسئله مهم و جالب در ارتباط با «اعتدال دهنده۲» این است که در قسمت اول ما عملاً چیز زیادی درباره مک کال نمی دانستیم و رفتار آرام و توأم با رمز و راز وی بر ابهام ما می افزود اما در قسمت دوم قسمتی از گذشته وی به طور تدریجی بر ما افشا و مشخص می گردد. البته خود من و آنچه انجام داده ام، بخشی از این گذشته است. من دوست و همراه و یک نوع هم تیمی مجرب و نزدیک برای مک کال بوده ام ولی به هر دلیلی او مدتی محو شده و از مقابل چشم های من رفته است.
به سوی آینده ای بهتر
پاسکال معترف است از ابتدای دهه ۲۰۰۰ و از همان اولین مرتبه همکاری این کارگردان با دنزل واشینگتن در فیلم پلیسی- جنایی «روز تمرین» که اسکار نقش اول مرد را نصیب واشینگتن کرد، از دوستداران این فیلمساز و روش های کار او و نحوه داستان سرایی وی بوده است، وی می گوید: به هیچ وقت فراموش نمی کنم که چطور تصادفی به دیدن «روز تمرین» رفتم و از داستان آن و کارهای آن پلیس فاسد لعنتی (واشینگتن) شگفت زده شدم. همان فیلم باعث شد از دوستداران کارهای فوکوا شوم و تا امروز او را تعقیب کنم. وی روش ها و مدل های آثار اکشن را هم عوض کرده و حس های انسانی آن را افزوده و «Equalizer2» نمونه و سند تازه ای در این ارتباط است. ما به سوی آینده غنی تر و بهتری در ژانری جنایی و اکشن در حال حرکتیم.
مشخصات فیلم
 عنوان: «اعتدال دهنده۲»
 محصول: کمپانی های کلمبیا، ایسکیپ آرتیستز و ژیو پروداکشنز
 تهیه کنندگان: تاد بلک، جیسن بلومنتال، الکس سیسکین و میسی نیوفلد
 سناریست: ریچارد ونک براساس داستانی از مایکل اسلون
 کارگردان: آنتوان فوکوا
 مدیر فیلمبرداری: اولیور وود
 تدوینگر: کانراد باف
 موسیقی متن: هری گرگسون ویلیامز
 طول مدت: ۱۲۱ دقیقه
 بازیگران: دنزل واشینگتن، پدرو پاسکال، اشتون ساندرز، بیل پولمن، ملیسا لئو، ساکینا جفری، جاناتان اسکارف، آدم کارست و کیزی تاگیناس.
منبع: Daily Telegraph

اشتراک گذاری در:

درباره : موزیک ها و غیره
صفحات سایت