سایت احمدرضا


مستند کوتاه «بَرد» به کارگرانی حمید جعفری به واسطه کسب جایزه بهترین مستند از جشنواره بین‌المللی فیلم نیورارلئون آمریکا، واجد شرایط رقابت در شاخه بهترین مستند جوایز اسکار ۲۰۱۹ شناخته شده است. در نامه‌ جمعی از مستندسازان خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آمده است:

«ما گروهی از مستندسازان ایران سینمای ایران افتخار داریم که به استحضار برسانیم فیلم مستند کوتاه «بَرد» به کارگردانی حمید جعفری و تهیه‌کنندگی فاطمه فروزان علاء یکی از موفق‌ترین فیلم‌های مستند سینمای ایران در سال‌های اخیر به آکادمی اسکار راه یافته است. این فیلم مستند درباره‌ی زنی روستایی است که با سخت کوشی ناتش را از زیر سنگ بیرون می‌آورد .

مستند «برد» پس از حضور در معتبرترین جشنواره‌های بین‌المللی و کسب جوایز متعدد، سرانجام پس از کسب جایزه‌ اول جشنواره نیواورلئان جواز حضور در مسابقات آکادمی اسکار را به دست آورد و هم اکنون تنها نماینده سینمای مستند ایران در اسکار  است. در این مرحله همه‌ فیلم‌ها با مهم‌ترین شرکت‌های تبلیغاتی و روابط عمومی همکاری می‌کنند و کار معرفی و ارائه‌ ( Presentation) فیلم را به آن‌ها می‌سپارند، چرا که بدون این همکاری هیچ فیلمی هر چند هم که خلاقانه باشد به دست داوران نهایی آکادمی نخواهد رسید و راه موفقیتش هموار نخواهد شد. ناگفته نماند که اگر پیش از این، فیلم مستند دیگری موفق به دریافت مجوز ورود به رقابت آکادمی شده باشد به دلیل عدم توجه و بی اطلاعی سینماگران و اهالی سینما از همین نحوه همکاری، مورد بررسی آکادمی قرار نگرفته است. مبلغ قرار داد این همکاری حدود ۱۵ هزار دلار است که باتوجه به وضعیت اقتصادی کنونی کشور پرداخت آن از عهده‌ هر فیلم‌ساز و یا تهیه‌کننده‌ فیلم مستند خارج است، مگر آن‌که متولیان امر پا پیش بگذارند.

به عقیده ما موقعیت پیش آمده برای این فیلم فرصتی است برای سینمای مستند ایران تا در جایگاه رفیع بین‌الملل توانایی‌های خود را به نمایش بگذارد. در چنین شرایطی می‌توان این موقعیت را امکانی برای سینمای مستند ایران دانست و آن را جدی گرفت، به آن بها داد و فضای یک رقابت برابر را برای فیلم به وجود آورد و یا بی‌اعتنا از کنار آن گذشت که در این صورت ما وارد رقابتی نابرابر شده‌ایم که نتیجه آن از پیش روشن است. لذا ما تقاضا داریم با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شخص جنابعالی برای اولین بار و به شکل حرفه‌ای وارد عرصه رقابت‌های بین‌المللی شویم تا فیلمی که به تنهایی و به شکل مستقل توانسته به چنین جایگاهی دست پیدا کند، بتواند امیدوارانه باقی راه را نیز با حمایت وزارت مطبوعه خود طی نماید. حتی در شرایط سیاسی، اجتماعی این روزها و در عرصه روابط بین‌الملل نیز موفقیت این فیلم افتخاری برای کشور و سینمای ایران خواهد بود.»

مستند «بَرد» به کارگردانی حمید جعفری که در گروه هنروتجربه اکران شده‌است،داستان زنی در اطراف رامهرمز را روایت می‌کند که هر روز با پتک و دیلم به کوه می‌رود، سنگ می‌شکند و می‌فروشد تا زندگی خانواده‌اش را تامین کند.پیش از این نیز هیات مدیره انجمن مستندسازان سینمای ایران با انتشار نامه‌ای خواستار توجه بیشتر مسئولان و رسانه ها به شانس حضور مستند «بَرد» از ایران در اسکار شده‌بودند.

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش «صبا»، ستاره اسکندری؛ بازیگر سینما و تلویزیون در ارتباط با تغییر رئیس سازمان سینمایی و ویژگی فرد جدید در این سمت، در گفت‌و‌گو با «صبا» عنوان کرد: از نظر من حضور و تغییر یک فرد خیلی تاثیر گذار نیست، چون ما به صورت عملی مشاهده کرده‌ایم که یک فرد مسئول سیاست گذاری نیست  و مجموعه عواملی هستند که برای این کار تصمیم‌گیری می‌کنند. این که رئیس سازمان سینمایی باید چه گونه باشد با این که به صورت واقعی چه گونه است دو معقوله جداست.

وی در ادامه افزود: نگرانی‌هایی که من به عنوان یک بازیگر در حال حاضر نسبت به سینمای موجود دارم این است که تمام معیارها تغییر کرده و سینما رسالت اصلی خود که ارتقای فرهنگ است را به گونه‌ای از دست داده و چون معیار اقتصادی اولویت اصلی سینما شده مدت های مدیدی است که سینما راه خود را گم کرده است.

اسکندری به تغییر معیار فیلم های حال حاضر سینما اشاره کرد و گفت: اگر سینمای حال حاضر را با سینمای اواخر دهه ۶۰مقایسه کنیم، متوجه تغییر معیار فیلم‌ها و عدم اندیشه‌مندی در سینما خواهیم بود. سیاست‌گذاری‌ها به گونه‌ای است که فروش بالا معیار خوبی یا بدی فیلم و بازیگران است و این به نظر من اسفناک است. این که ما به ساده ترین چیزها برای خنداندن مردم بسنده کرده‌ایم و متوجه تغییر ذائقه مردم نیستیم دردناک است و این که فقط شخصی که یک مسئولیت واحدی را به گردن دارد پاسخگو باشد، آنقدرها نمی‌تواند تاثیر گذار باشد.

بازیگر «ناخواسته» در ادامه افزود: من مانند یک آدم ناامیدم که کنار دریا ایستاده و شاهد غرق شدن کشتی بزرگ فرهنگی است. من پیش از این که بخواهم از رئیس سازمان سینمایی شکایتی داشته باشم از خود اهالی سینما و کسانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند می‌خواهم بپرسم رسالت اصلی سینما به کجا رفت؟ زمانی که خود ما موضوعی را رها می‌کنیم نمی‌توانیم از مدیریت انتظاری داشته باشیم، وقتی فقط به فروش بسنده می‌کنیم و برعلیه خیلی از مسائل کودتا می کنیم خودمان باید در ابتدا پاسخگو باشیم.

وی به ورود پول های مشکوک به سینما اشاره کرد و ادامه داد: مگر می‌شود پول کثیف به این سینما وارد کنید و بخواهید رسالت این سینما سرجای خودش بماند؟ من از رئیس سازمان سینمایی درخواست دارم تا متر غلط اقتصاد را از سینما بردارد، فروش نشان دهنده خوب بودن یک فیلم نیست و سینما را از رسالت اصلی خود دور کرده است.

زهرادمزآبادی

درباره : موزیک ها و غیره

مهدی‌ کرم‌پور کارگردان کم‌کاری است، خودش هم به این مساله واقف است و روندی که در فیلمسازی پیش گرفته را ویژگی کاری و حرفه‌ای‌اش می داند. این کارگردان سینما و تلویزیون سال ۹۵ پنجمین فیلم کارنامه‌اش را کارگردانی کرد، فیلمی که پس از کش و قوس‌های فراوان که البته دیگر آثار این فیلمساز هم از آنها در امان نبوده بعد از دو سال رنگ پرده را به خود دید.

«سوفی و دیوانه» جدیدترین ساخته کرم‌پور اما موافق و مخالف صفر و صد دارد، آنهایی که با فضای خاص فیلم و مفاهیم نهفته آن ارتباط برقرار می‌کنند و گروهی که از اساس با آن مخالف‌اند. به بهانه اکران این فیلم در سینماها از مهدی کرم‌پور و خسرو نقیبی، فیلمنامه‌نویس و منتقد که همکاری‌های مشترکی نیز با کرم‌پور در مقام فیلمنامه‌نویس داشته دعوت کردیم تا درباره این فیلم بیشتر حرف بزنیم.

در ادامه حاصل گفت‌وگوی خسرو نقیبی با مهدی کرم‌پور را که در کافه خبر انجام شد می‌خوانید.

خسرو نقیبی: مهمترین سوالی که برای هر کسی که «سوفی و دیوانه» را می‌بیند و مسیر فیلمسازی تو را در این سال‌ها دنبال کرده باشد پیش می‌آید این است که بعد از فیلم «پل چوبی» و حجم همه گیر شدن و دیده شدن بسیار آن، احتمالا انتظار می‌رفت که آن مسیر را ادامه دهی. این در حالی است که حال و هوای «سوفی و دیوانه» به فیلم‌های تجربی اولت نزدیک‌تر است. دلیل این انتخاب چیست و اصلا چرا به همان سینمایی که در ابتدا تجربه کردی برگشتی؟

مهدی کرم‌پور: من تقریبا همیشه فیلم‌هایی را می‌سازم که شاید خیلی کسی دوست ندارد آنها را بسازد، این اتفاق حتی زمان ساخت «پل چوبی» هم افتاد، آن فیلم فیلمی بود که برخلاف جریان معمول و روایت رسمی از ماجرا داشت و تقریبا کسی وارد آن حیطه در آن برهه نمی‌شد. «پل چوبی‌» هم خودش با اینکه یک ملودرام یا رومنس عامه‌پسندتر از بقیه کارهای من بود اما یک خرق عادت به حساب می‌آمد. همان خرق عادت منجر به دوسال توقیف و بعد هم تحریم حوزه هنری و بعد پخش کردن دی وی دی آن در خیابان توسط یک ارگان مشکوک که معلوم نبود از کجا این اتفاق افتاده.

آن زمان هم، همه کاری کردند تا سر آن فیلم بلایی بیاید اما خود فیلم کار خودش را کرد و در طول زمان اتفاق خوبی برایش افتاد. حتی زمانیکه ما «چه کسی امیر را کشت» را ساختیم هم یادت هست که مردم شیشه‌های سالن میلاد را شکستند، یادم می‌آید در سینما آفریقا پلیس ۱۱۰ آمد و از ما شکایت کردند و حاشیه‌های زیادی هم به وجود آمد. اما به نظرم طبیعی است و ما با این واکنش‌ها خیلی آشنا هستیم. اینکه یک گروهی بگویند این فیلم‌ها بدترین فیلم‌های جهان است و عصبانی شوند. اما یک گروهی هم این فیلم‌ها را دوست دارند. من آدم‌هایی را می‌شناسم که به مرور با این فیلم‌ها ارتباط برقرار می‌کنند، مثلا می گویند یک بار دیگر «چه کسی امیر را کشت» یا «پل چوبی» را بساز، همانطور که شما هم به درستی اشاره کردید آدم‌هایی از دو قشر کاملا متفاوت طرفدار این فیلم‌ها هستند. اما من همیشه به زمانه نگاه می‌کنم، در زمانه ناامیدی دلم می‌خواست از امید حرف بزنم و خوشبختانه امروز مابه‌ازای این مسئله در جامعه دیده می‌شود.

وقتی ما در سال ۸۷ «تهران-طهران» را کار کردیم و عید ۸۹ هم فیلم اکران شد همه می‌گفتند ترانه‌ای که در فیلم بود درباره مسائل ۸۸ است، در صورتیکه زمانی که ما فیلم را ساختیم اصلا مسئله‌ای اتفاق نیفتاده بود. ولی همان موقع پیش‌بینی شده بود یک روز نسلی می‌آید که حتی اگر بهشان اجازه کار هم ندهی می‌رود و روی تپه می‌خواند.

«سوفی و دیوانه» سال ۹۵ ساخته شده و زمانی اکران شده که شرایط جامعه به گونه‌ای است که در فیلم بیان می‌شود، سوفی تا سقف یک وجب فاصله دارد، باید به درونش برگردد ، فلک را سقف بشکافد و طرحی نو دربیاندازد. حرف من به عنوان کسی که جامعه را تحلیل می‌کنم و به عنوان یک هنرمند یک مقدار جلوتر از جامعه‌ام حرکت می‌کنم، این است که فیلم‌ها در طول زمان جایگاه خودشان را پیدا می‌کنند. البته من اینطور نیستم که انتخاب کنم، چون بیشتر به این فکر می‌کنم که چه فیلمی را اینجا و اکنون می‌توان ساخت. تجربه «سوفی و دیوانه» تجربه‌ای از نوع سینمای مستقل است که بتواند با هزینه کم ساخته شود و روی پای خودش بایستد.

این آخرین تلاش‌هایی است که صورت می‌گیرد تا نشان دهد سینمای مستقل می‌تواند بماند یا نه. شاید خیلی از بچه‌ها حتی شانس من را هم پیدا نمی‌کنند که فیلمشان را مثلا در گروه کورش اکران کنند. «سوفی و دیوانه» اگر توسط یکی از بچه‌های فیلم اولی ساخته شده بود حتما در گروه هنر و تجربه و در تنها چند سانس نمایش داده می‌شد و از بین می‌رفت، اما من توانستم برای این فیلم تیزر و بیلبورد بگیرم و در گروه اکرانش کنم، این مسائل به اعتبار شخصی من برمی‌گردد. اگر روزی «چه کسی امیر را کشت» به اعتبار بازیگرهایش موقعیت خوبی برایش فراهم شد، امروز «سوفی و دیوانه» به اعتبار خودم عرضه شده است. متاسفانه جریان سینمای اصلی از فیلم‌های اجتماعی امروز تبدیل به فیلم‌های کمدی شده که حتما همه جا را هم می‌گیرد چون اصالتش بر سود است.

نقیبی: تو این فرصت را داشتی، بعد از «پل چوبی» بیشتر، قبل از آن هم می‌دانم که برایت این فرصت وجود داشته و می‌توانستی خیلی تندتر و با فاصله زمانی کمتر فیلم بسازی، فیلم پرفروش و مخاطب عام هم بسازی، مخصوصا بعد از «پل چوبی» که همانطور که خودت گفتی فیلم‌های خاص‌ات را هم با تیم بازیگری قوی ساختی. اما چرا الان به این سینمای مستقل اهمیت می‌دهی و به جرگه فیلمسازهایی که هر سال فیلم می‌سازند نمی‌روی؟ در سینمای دنیا هم ما فیلمسازی مثل اسپیلبرگ داریم که یک فیلم شخصی می‌سازد و یک فیلم پرفروش و این دو یکدیگر را پوشش می‌دهند. اساسا چرا پرکار نیستی؟

کرم‌پور: پرکار نیستم چون راستش را بخواهی باید همه چیز خیلی درست انجام شود و مهیا باشد تا من کار کنم. خیلی به این مساله که الان باید چه کار کنم فکر می‌کنم، نوشتن سناریو یک سال طول می‌کشد، بازیگرها باید به درستی انتخاب شوند، سکانس‌ها نقاشی شوند، همه اینها پروسه‌ای است که من زیر دو-سه سال نمی‌توانم به آن برسم. تا برای ساخت یک فیلم راه بیفتم لااقل دو-سه سال می‌گذرد. سال ۹۵ «سوفی و دیوانه» را ساختم، امکان ندارد بتوانم زودتر از سال ۹۸ بتوانم کار تازه‌ای بسازم. شاید من نمی‌رسم و ریتم شخصی‌ام اینچنین است.

نقیبی: ولی در اجرا دستت تند است.

کرم‌پور: بله، موقعی که اجرا می‌کنم چون همه چیز را چیدم و فکر همه چیز را از قبل کردم کارم را سریع انجام می‌دهم. اما پروسه رسیدن به ساخت فیلم برای من خیلی زمان‌بر است. البته یک مقدار بازیگوش هم هستم، وسط کار مستند هم می‌سازم، دانشگاه درس می‌دهم، داور جشنواره هستم، سفرهایم خیلی برایم مهم هستند و سفر می‌روم.

من یادم می‌آید وقتی «پل چوبی» نمایش داده شد، در همان جلسه نقد و بررسی در جشنواره هجمه‌ها شروع شد و بعد همان نشریه‌ای که معتقد بود «چه کسی امیر را کشت» بدترین فیلم جهان است بر این باور بود که «پل چوبی» هم بدترین است

نقیبی: امکان آزمون و خطا را از خودت نمی‌گیری؟ در این شیوه یک سقف توقع به وجود می‌آید و هر فیلمی که می‌سازی بازتاب‌های زیادی پیدا می کند، فیلمسازی که هر ۴ سال یکبار فیلم می‌سازد سطح توقع از او بالاتر می‌رود و مخاطب می‌گویند حالا برویم و ببینیم چه کرده و آن موقع اگر فیلم به مذاق گروهی خوش نیاید احتمالا هجمه‌های زیادی به وجود می‌آید. کمااینکه الان هم همین فضا و موضع‌گیری‌های صفر و صد را می‌بینیم.

کرم‌پور: درست، این اتفاق می‌افتد ولی اصولا من فکر می‌کنم واکنش‌برانگیز بودن هر اثر هنری، نه فقط فیلم، نشان دهنده اهمیت آن کار است و فکر می‌کنم روزی باید از فیلم یا اثر هنری فرار کرد که به آن اهمیت داده نشود و همه فکر کنند کار متوسطی بوده و اصلا دیده نشده. همین مسائل یعنی اینکه فیلم‌ها دیده می‌شوند، بعضی‌ها را عصبانی می‌کند، گروهی را خوشحال می‌کند و در حقیقت فیلم، فیلم مهمی است که در سینما به آن رجوع می‌شود. من از سال ۷۵ که اولین فیلمم را کارگردانی کردم و جایزه گرفتم ۲۲ سال است که فیلم می‌سازم و فیلمسازی حرفه‌ام است. در این ۲۲ سال، ۵ فیلم سینمایی دارم ولی کارهای زیادی هم کردم، فیلم کوتاه، مستند، فیلم و سریال تلویزیونی ساختم، پروژه‌های خارجی کار کردم، درس دادم و … حالا نباید هر سال هم فیلم سینمایی بسازم. اما می‌دانم که بعضی‌ها علاقه زیادی به مداوم کار کردن دارند و هر سال فیلم می‌سازند، آن هم یک مدل است و حرفه‌ای هم هست، قطعا آنها از من حرفه‌ای تر هستند ولی من کاری که انجام می‌دهم برایم شخصی است، فیلم‌هایی می‌سازم که یک عده‌ای آن‌ها را دوست دارند و برایم هم کافی است. البته خیلی‌ها هم دوست ندارند.

من یادم می‌آید وقتی «پل چوبی» نمایش داده شد، در همان جلسه نقد و بررسی در جشنواره هجمه‌ها شروع شد و بعد همان نشریه‌ای که معتقد بود «چه کسی امیر را کشت» بدترین فیلم جهان است بر این باور بود که «پل چوبی» هم بدترین است. در واقع عده‌ای راجع به من تصمیم‌شان را گرفتند، همین که فیلمی بسازم، به نظرشان بدترین فیلم جهان است. من از اینکه آنها عصبانی می‌شوند خوشحال می‌شوم، در واقع خنده‌ام می‌گیرد و پیش خودم می‌گویم چرا اینها اینقدر عصبانی هستند. تو با من کار کردی و می‌دانی که من از هیچکس بدم نمی‌آید، حتی با آدمی که خیلی هم بد شوم ۲۴ ساعت بعد یادم می‌رود که به چه دلیلی با او اختلاف داشتم. ولی آنها مدام علت بد بودنشان را به من یادآوری می کنند. سوال مهم برای من اینجاست که وقتی فیلم‌های من اینقدر عصبانی‌شان می کند اصلا چرا می‌روند و فیلم من را می‌بینند. فیلم‌های من فیلم‌هایی هم نیستند که مثلا بگویند ۱۰ میلیارد از اوج پول گرفتم و پول آنها را خوردم، «سوفی و دیوانه» که حتی یک ریال از شهرداری تهران، گردشگری، میراث‌ فرهنگی پول نگرفته، هرگز و هرگز پولی، حتی هزار تومان هم نگرفته است. فیلمی است که خیلی روشن کارش را انجام داده و تهیه‌کننده‌اش هم خودم بودم، آقای عبداللهی مقدم هم سرمایه‌گذارش بودند و ۵۰ درصد با هم شریک شدیم و شروع کردیم، بنیارد فارابی وام خیلی کمی که به همه فیلم‌ها می‌دهد را به ما هم داد.

اما الان اتفاق جالب دیگری هم افتاده و منتقدین نگران فروش فیلم‌ها هستند، این به نظرم حیرت‌انگیز است و اصلا متوجه‌اش نمی‌شوم. اصولا کار یک منتقد این است که بگوید این فیلم خوب است، به مردم بگوید من از میان خاکسترها الماسی یافتم و شما آن را تماشا کنید، اما الان منتقدین همه هم فکر جشنواره فجر شدند، نتیجه انجمن منتقدان با نتیجه جشنواره فجر هم جالب است که یکی شده و نوع خاصی از فیلم را به سینمای ایران تحمیل می‌کنند، نگران هستند که فلان فیلم پولش از کجا آمده، ضرر می‌کند، اما این اظهارنظرها اصلا در حیطه وظایف یک منتقد نیست، یک منتقد قرار است درمورد فیلم صحبت کند، درباره اثری که لابد او می‌فهمید و مخاطب نمی فهمد. او قرار است تماشاچی را به عنوان یک متخصص هدایت کند به سمت نکاتی که از نگاه خودش وجود دارد. اما الان منتقد پشت مردم حرکت می‌کند، نگاه می‌کند چه فیلمی در گیشه فروش می‌کند یا حاکمیت از چه فیلمی دفاع می‌کند او هم بر آن اساس نقد می‌نویسد و حمایت می‌کند. یک جریان منتقدینی هم هستند که از دفاتر پول می‌گیرند، یا کار روابط عمومی فیلم را انجام می‌دهند یا از دولت پول می‌گیرند و به آنها رانت داده می‌شود، یا مثلا فلان شبکه تلویزیونی تریبونی را در اختیار آنها قرار می‌هد که منتقد برنامه‌ای شوند و …

متاسفانه باید بگویم همه چیز بر اساس اصالت سود شده است و اگر یک نفر برخلاف این جریان کاری را انجام دهد همه با وحشت به او نگاه می‌کنند، یا می‌خواهند بزنند و نابودش کنند یا اینکه به او تلویحا بگویند تو اصلا حق نداری بیایی. یعنی هیچ چیز متفاوتی در این یکسان‌سازی قابل قبول نیست، چون انگار به نوعی به آنها توهین می‌شود.

نقیبی: اگر قائل به این باشیم که «سوفی و دیوانه» در بطنش یک عاشقانه است، برای اولین بار در فیلم‌هایت از دو سوی یک عاشقانه تغذیه می‌کنی، در واقع هم رومنس غربی که از قصه دیو و دلبر تعریف می‌کند و هم این طرف آموزه‌های شرقی و ماجرای شمس و مولانا بیان می‌شود. …. هر کدام از اینها از کجا آمد و چگونه شکل گرفت؟ ایده مرکزی‌شان چه بود و چرا چنین سوژه‌ای را برای ساختن انتخاب کردی؟

کرم‌پور: فیلم در فرم می‌تواند فرمی کاملا غربی داشته باشد، فیلم خیابانی دو نفره حتما ساخته شده. در کستینگ(انتخاب بازیگران) به همین قضیه دیو و دلبری فکر شده، اما در متن کاملا یک هزار و یک شب، یک شهرزاد هست. اگر شهرزاد قصه می‌گوید تا مرگ را یک شب دیگر برای خودش به تاخیر بیاندازد، اینجا سوفی قصه می‌گوید تا یک شب دیگر مرگ را برای دیگری به تاخیر بیاندازد. این قصه‌ها اینقدر به هم بافته شده است که اگر برای اولین بار با آنها برخورد کنی چون خیلی عجیب است ممکن است متوجه نشویم که هر کدام از اینها چقدر بهم دیگر و خود این موقعیتی که آن دو نفر در آن قرار دارند ربط دارند. در همه این روایت‌ها یک آموزه شرقی هم هست و هم اینکه اسطوره‌های مختلف حتی دینی و اساطیری و ادیان دیگر مثل مسیحیت و بودائیسم را روایت می‌کند.

«سوفی و دیوانه» فیلمی است که تو حداقل می‌توانی چند ده روایت و مفهوم اساطیری را در آن پیدا کنی، البته اگر که آنها را بدانی. ولی در ظاهر قصه خیلی ساده‌ای دارد، یک دختر یک روز از زندان مرخصی دارد و بیرون می‌آید که یک نفر را بکشد اما یک نفر را نجات می‌دهد و شب به زندان برمی‌گردد. چالش این فیلم برای من سهل و ممتنع بودنش است، یعنی اینکه هر کسی به اندازه خودش بتواند قصه را بفهمد. نوشتن و ساختن چنین کاری هم بسیار سهل و ممتنع است، چون پیچیدگی در فرم اجرایی نیست، پیچیدگی در درون مفاهیم خط قصه است.

ما الان داریم به سمت شرایطی که زمان ساخت فیلمفارسی حاکم بود می‌رویم. یعنی دولت نگاهش را آنطرفی می‌کرد و تصمیم می‌گرفت همه چیز بر اساس سود اتفاق بیفتد، الان هم همین همینطور است و کمک‌شان هم می کند

نقیبی: در روند فیلم‌های خیابانی یک زوج عاشق، اساسا همسانی خیلی اتفاق می‌افتد و زوج‌ها به نوعی انگار نیمه‌های گمشده هم هستند، اما تو فرمول دیو و دلبر را انتخاب می‌کنی و دو آدم اینقدر نامانوس را در کنار هم قرار می‌هی. این ایده از کجا می‌آید؟

کرم‌پور: به این موضوعی که می گویی خیلی فکر کردم و به همین دلیل هم امیر جعفری را انتخاب کردم  که هیبت درشتی دارد، اتفاقا این مسئله در انتخاب بازیگران فیلم‌های من کمی هم عجیب بود چون همیشه هنرپیشه‌های نقش اولم طور دیگری انتخاب می‌شدند، اما اینجا من آدمی را می‌خواستم که با ویژگی‌هایی که مدنظر من بود ما دو یا سه گزینه داشتیم. در مقابل دختری را هم می‌خواستم که همان اول که می‌گوید آقا و امیر جعفری را صدا می‌کند و او برمی‌گردد تماشاچی هم مثل امیر اولین بار با او برخورد کند، حتی فکر کند او که آرتیست اول فیلم نیست و او حتما در ادامه می‌آید ولی هیچ وقت نمی‌آید. می‌خواستم تماشاچی هم با کسی مواجه شود که حرف‌هایی که می‌زند ابتدا در نظرش مثل هذیان باشد بعد کم کم جلوتر که می‌رود بگوید چه بامزه حرف می‌زند، اما این حرف‌ها مهم هستند. در فرم هم من به همین نکات فکر کرده بودم.

نقیبی: در اکران این فیلم هم فاصله‌ای حدود دو سال افتاد. این اتفاق به چه دلیل افتاد؟

کرم‌پور: فیلم ابتدا قرار بود پارسال آذرماه اکران شود، ولی آن مقطع حجم زیادی از فیلم‌های کمدی روی پرده رفت و من فکر می‌کردم بالاخره این روند اکران فیلم‌های کمدی یک جایی متوقف می‌شود و دولت (مشخصا سازمان سینمایی) می‌ایستد و سعی می‌کند ما را به همان سینمای اجتماعی و هنری که در یک دوره‌ای جریان اصلی سینمای ایران شده بود و هیچ جشنواره‌ای در جهان نبود که بدون فیلم ایرانی برگزار شود برگرداند. ولی متاسفانه چیزی که امروز می‌بینیم این است که دولت هم از این سینمای کمدی حمایت می‌کند، البته از سینمای کمدی سخیف، کاش کمدی‌های جدی و شسته و رفته ساخته شود که اتفاقا خوبی است و بعضا هم ساخته می‌شوند ولی تعدادشان خیلی اندک است.

در واقع ما الان داریم به سمت شرایطی که زمان ساخت فیلمفارسی حاکم بود می‌رویم. یعنی دولت نگاهش را آنطرفی می ‌کرد و تصمیم می‌گرفت همه چیز بر اساس سود اتفاق بیفتد، الان هم همین همینطور است و کمک‌شان هم می کند. مثلا سینمای فرهنگ متعلق به سازمان سینمایی است، اما فقط به فیلم‌هایی کمک می کند که کمدی است چون ترجیح می‌دهد که پولش را در بیارد. فلان سینما برای شهرداری است و همین تصمیم را می‌گیرد. بنیاد مستضعفان هم تصمیم می‌گیرد فیلم‌هایی را اکران کند که پرفروش باشد، حوزه هنری هم همینطور. همه به این سمت می‌رویم که اصالت را در پول و سود به چرک‌ترین وجه خودش می‌بینیم.

نقیبی: تو دو بار نامه اعتراضی نوشتی، یک بار گفتی با این شرایط فیلمم را اکران نمی‌کنم و در آغاز اکران هم گفتی با این شرایط اجتماعی ترجیح می دهی فیلمت نیم‌بها اکران شود، که البته فکر کنم آن هم نشد.

کرم‌پور: خیلی از سینماها شد و یکسری هم قبول نکردند. این مسئله بستگی به سینماها داشت.

پشت صحنه فیلم سوفی و دیوانه

نقیبی: یعنی آن سینماها حتی از سود این فیلم هم نمی گذرند؟

کرم‌پور: دقیقا، من حتی با سینمای شهرستان‌ها تماس گرفتم و گفتم می‌شود خواهش کنم فیلم نیم بها اکران شود؟ ما خودمان نمی‌توانیم این کار را کنیم، چون با سینمادارها ۵۰-۵۰ شریک هستیم، ما از طرف خودمان برای آن ۵۰ درصد اعلام می‌کنیم، آنها هم باید اعلام کنند. خیلی‌ها موافقت نکردند و بعضی‌‌ها حتی استقبال هم کردند و گفتند چه فکر خوبی. این اتفاقی است که در همه جای دنیا هم می‌افتد، تو می‌توانی بلیت فیلمی را ۸ دلار بخری، فیلم دیگر را ۱۵ یا حتی ۲۰ دلار.

این اتفاق درباره تئاترها هم می افتد، قطعا قیمت بلیت تئاتری که در برادوی می‌بینی با یک تئاتر مستقل فرق دارد و دومی خیلی کمتر است. من متوجه نمی‌شوم این موضوع چه اشکالی دارد، اما کسی آن را قبول نمی‌کند. ضمن اینکه من با این تصمیم خواستم با صراحت بگویم هر کسی اگر حرفی دارد می‌تواند از جایی که ایستاده حرفش را بزند و شروع کند، در این جامعه همه منتظرند دولت برایشان چیزی را ارزان کند.

این قضیه برای من مهم بود چون فعالیت اجتماعی برایم اهمیت دارد. من تعجب می‌کنم آنهایی که فیلم پرفروش دارند چرا این کار را انجام نمی دهند، همین فیلم‌های کمدی، مگر سازندگانشان نمی‌گویند برای مردم فیلم می‌سازیم و می‌خواهیم حال آنها را خوب کنیم خب شما هم نیم‌بها کنید و حال مردم را خوب کنید. اما هیچ کس حاضر نیست از سود آنی‌اش بگذرد. همه فقط بلدند در شبکه‌های اجتماعی غر بزنند. همه دستشان در جیب یکدیگر است و می‌خواهند همدیگر را تلکه کنند وگرنه حرف‌هایشان واقعیت ندارد. حرکتی که من شروع کردم می‌توانست تبدیل به یک حرکت جدی‌تر شود و همه بیایند بگویند ما هم این کار را می‌کنیم. آن موقع می‌دیدید چه اتفاقی از سینما شروع می‌شد و بعد هم در کشور همه‌گیر.

همه فقط بلدند در شبکه‌های اجتماعی غر بزنند. همه دستشان در جیب یکدیگر است و می‌خواهند همدیگر را تلکه کنند وگرنه حرف‌هایشان واقعیت ندارد

نقیبی: تو در سه فیلم آخرت یعنی «تهران-طهران»، «پل چوبی» و «سوفی و دیوانه» به طور مشخص روی تهران کار می‌کنی، می‌دانم که این دلبستگی را به شهر داری، در مستندهایی که ساختی راجع به شهرهای دیگر هم این کار را کردی. ولی به طور مشخص از «تهران-طهران» و بعد از آن فیلم‌هایت خیلی فیلم‌های شهر هستند، در واقع بعدها می‌شود به عنوان آیینه تمام نمای شهر از این آثار استفاده کرد و تهران این سال‌ها را در آن‌ها دید. این روحیه از کجا شکل گرفته؟

کرم‌پور: من عاشق شهرم و همانطور که گفتی قبلا راجع به شهرهای دیگر هم فیلم ساختم. ولی چون تهرانی هستم و تهران را دوست دارم، (البته تهرانی بودن در اینجا حسن محسوب نمی‌شود، چون اگر آذری یا کرد و ترک باشی آدم‌هایی از تو حمایت می‌کنند ولی تهرانی بودن این مزیت را ندارد) اما من عاشق این شهر هستم و خودم و خانواده‌ام در این شهر به دنیا آمدیم. حتی جایی که زندگی می‌کنم رو به این شهر است و از بالکن ‌خانه‌ام شهر را نگاه می‌کنم. نمی‌توانم بروم در ییلاق مثلا در شمیران زندگی کنم، چون حوصله‌ام سر می‌رود. دوست دارم شهر و آدم‌هایش را نگاه کنم، دیوار به دیوار این شهر را هم بلد هستم.

در «سوفی و دیوانه» تهران کاراکتر سوم فیلم است و در «تهران-طهران» شهر تهران کاراکتر اصلی است. در «پول چوبی» ما یک محله قدیمی را بازسازی کردیم و حتی برای آن رستوران مردم در خیابان صف می‌ایستند. زندگی شهری برای من خیلی مهم است، اما مشکل اصلی که ما درباره شهر تهران داریم، حتی در فیلمفارسی‌هایی که در زمان شاه در همین شهر ساخته شده تصویر درستی از تهران در آنها نمی‌بینی. دوست داری شهر را در آن پیدا کنی ولی خیابان‌ها آدرس ندارند. اما اگر شما ۵۰ سال دیگر به سه تا فیلمی که ما در تهران ساختیم نگاه کنید این شهر را پیدا می‌کنید. به نظرم شهرداری تهران هم در این قضیه مقصر است چون فیلم‌هایی ساخته که هیچ ربطی به شهر ندارد. یک نکته بامزه بگویم، «سوفی و دیوانه» در جشنواره فیلم شهر رد شد و گفتند این فیلم شهری نیست! ظاهرا الویت‌های شهرداری با الویت‌های ما یکی نیست. به نظر آنها فقط فیلم‌های نزدیکشان را قبول می‌کنند یا هیئت انتخاب هم جزو تیم و باندشان هستند.

نقیبی: خودت چه بازتاب‌هایی از «سوفی و دیوانه» گرفتی؟ واکنشی که خیلی هیجان‌زده یا حتی عصبانی‌ات کرده باشد.

کرم‌پور: بازتاب‌های خوبی گرفتم، یک خانمی چند روز پیش نوشته بود من کسی هستم که می‌خواستم خودکشی کنم ولی چقدر این فیلم شما برای من امیدبخش بود. نوشته بود به خودم گفتم من سقف‌ها را نگاه نکردم، خیلی برایم جذاب بود.

خیلی‌ها از جاهای مختلف برایم مطالب مختلفی می فرستند، اگر فیلم بتواند همین تاثیرها را داشته باشد برایم فوق‌العاده است. واکنش‌‌های منفی را هم طبیعتا می‌بینم، ولی واقعیت این است که من سعی ‌می‌کنم نظرات منفی را خیلی نخوانم چون می‌دانم آنها همراه با غرض‌هایی است و غرض‌ها هم شخصی و با من است. سعی می‌کنم آنها را نخوانم تا آزار نبینم.

همان مخاطب هم برای من کافی است و بقیه هم مخاطب من نیستند. آنها هم خودشان را اذیت می‌کنند نه من را چون من اصلا نمی‌خوانمشان. ولی در نهایت من چیزی که فکر می‌کنم در اینجا و اکنون درست است را انجام می‌دهم و خودم هم باید به این نتیجه برسم، طبیعی است که آدم‌هایی آن را دوست دارند و عده‌ای هم دوست ندارند. من دنبال حتی آنهایی که از فیلم‌هایم خوششان می‌آید هم حرکت نمی‌کنم، اگر می‌خواستم دنبال آنها حرکت کنم الان یک «پل چوبی» دیگر می ساختم، مشکل برخی از هنرمندان ما در چه در موسیقی و چه در سینما چه در ورزش این است که پشت سر طرفدارانشان حرکت می‌کنند، برای همین خودشان را مدام تکرار می‌کنند، خیلی خوشحال می‌شوم از اینکه از کارهای من خوششان می‌آید اما من سعی می‌کنم این نقشه راه من و الگویم برایم ادامه نباشد.

من پشت سر طرفدارهایم حرکت نمی‌کنم، آنها اگر دوست داشته باشند تا جاییکه دلشان می‌خواهد پشت سر من حرکت کنند و هرجا هم که دوست نداشتند ترک کنند. من مقتضیات زمانه و مکان خودم را آنطوری که می فهمم با اندازه سواد و تجربه خودم به تصویر می‌کشم و اگر کسانی آن را دوست دارند خیلی خوشحال کننده است و آنهایی هم دوست ندارند می‌توانند انتخابش نکنند.

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش «صبا»،  با اشاره به برگزاری دومین نشست شورای سیاست‌گذاری هفته قرآن و عترت استان لرستان، گفت: ما مسلمانیم و کتاب ما قرآن است و طبق آنچه محتوا و مفهوم و پیام‌های قرآنی هست، یک مسلمان در تمام مراحل زندگی فردی و اجتماعی خود لازم است که پیوسته قرآنی باشد و آن نگاهی را که خوشبختانه از اول نزول قرآن به آن بوده که کتابی تنها در  حوزه شخصی نیست بلکه کتابی است که در زمینه‌های شخصی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و جنبه‌های دیگر مرتبط به بشریت برای ما پیام دارد.

وی با بیان این‌که می‌طلبد که محور همه کارها و فعالیت‌های ما قرآن بوده و قرآن محور باشیم، عنوان کرد: متاسفانه اکنون تاحدودی از قرآن فاصله گرفیتم و توجهی به این مسئله نمی‌شود که آسیب بزرگی است که شکل گرفته و در این راستا باید بحث و آسیب‌شناسی شود که  چرا در راستای مواضع قرآنی، اهداف قرآنی ، دستورالعمل‌های قرآنی، پیاده کردن قرآن در حوزه فردی و اجتماعی زندگی بشر و مسائل مختلف مشکلاتی وجود دارد، ولی درعین حال موظف هستیم به هر شکلی برای این‌که محور را قرآن قرار دهیم، تلاش کنیم.

حنان با اشاره به این‌که یکی‌از جاهایی که می‌تواند محوریت قرآن را در حیطه تبلیغ و بیان در کارهای فرهنگی برساند، برگزاری هفته‌های قرآنی و جشنواره‌های مختلف فرهنگی با موضوع قرآنی است، اظهارکرد: در سال‌های اخیر باتوجه به مشکلات و کمبود بودجه در حوزه فعالیت‌های قرآنی، کارهای خوبی صورت گرفته است که جای تقدیر دارد.

تمام سال ما باید قرآنی باشد

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان لرستان با تأکید بر این‌که تمام سال ما باید قرآنی باشد، تصریح کرد: هدف از برگزاری این هفته‌های قرآنی، علاوه‌بر اهداف بلند و محتوایی که دارند، این است که یک هفته تمام استان قرآنی شود، شکلی باشد که تمام استان متوجه این جریان شوند و در این یک هفته به هر جایی از استان می‌رویم متوجه شویم هفته قرآنی است، خود این یک تلنگر و ذهنیت و بیدارباش است که قرآن را فراموش نکنیم.

وی با اشاره به موضوعات جشنواره‌های هفته قرآنی و عترت لرستان و بیان این‌که خیلی مهم است که ما بتوانیم هفته قرآنی را در قالب هنر منعکس کنیم، ادامه داد: مقام رهبری معظم می‌فرماید: هر فکر و هر اندیشه‌ای در قالب هنر باشد تأثیرگذار و ماندگار است، با این خلاقیت که در دبیران اجرایی مجموعه جشنواره‌های هفته قرآن و عترت لرستان می‌بینیم، شاهد نمود هفته قرآن و عترت در کل استان باشیم.

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان لرستان با اشاره به این‌که در حوزه قرآن و عترت فعالیت‌های خوبی انجام شده، عنوان کرد: شاهد این مدعا این است که اگر از معاونت قرآنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سوال شود که سه استان برتر در فعالیت‌های قرآنی را معرفی کند، قطعاً یکی از آن‌ها استان لرستان است و من با اطمینان می‌گویم که در زمینه فعالیت‌های قرآنی در بین استان‌های کشور یا اول یا دوم هستیم.

وی با اشاره به تهیه، تنظیم و چاپ هشت جلد کتاب از فعالیت‌های چهار سال اخیر دفتر قرآن و عترت اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان، اظهارکرد:  همه فکر می‌کنند که اداره ارشاد تنها در زمینه فرهنگی و هنری فعالیت دارد، اما با توجه به اینکه فعالیت‌های قرآنی بدون سروصدا انجام می‌شود و همچنین باتوجه به میزان بودجه هزینه شده در این زمینه نسبت به حوزه فرهنگی و هنری فعالیت‌های خوبی انجام شده که دستاوردهای قابل توجهی نیز برای استان داشته است به‌طوری که در زمینه فعالیت‌های قرآنی چندین بار در سطح کشور مورد تقدیر قرار گرفتیم و می‎طلبد همه دست به دست هم داده و  تلاش کنیم و در زمینه قرآن و عترت فعالیت‌های خوبی داشته باشیم.

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش اميدنامه به نقل از خبرآنلاین، فرهاد آییش بازیگر و کارگردان روز جمعه ۲۷ مهر مهمان برنامه «من وشما» بود و به سوالات آرش ظلی‌پور مجری این برنامه پاسخ گفت.

او در ابتدا درباره زندگی در خارج از کشور و تجربه ظرفشویی در رستوران‌های انگلیس گفت: من در آن زمان و در بدو ورودم به انگلیس احساس غرور می‌کردم ازینکه یک شغل پیدا کرده بودم و بعد از سه روز در رستوران مشغول ظرف شستن شدم آن هم در حالی که اصلا زبان بلد نبودم. در نهایت بعد از ۲۷ سال برگشتم و تنها دلیلش هم مادرم بود. به‌ خاطر مادرم به ایران برگشتم چون داشت پیر می‌شد و ما باید یا خانه سالمندان را انتخاب می‌کردیم که طبیعتا برایم تا پایان عمر یک حسرت باقی می‌گذاشت یا اینکه به کشور برگردم.

فرهاد آییش در من و شما

فرهاد آییش در بخش دیگری از صحبت‌هایش در پاسخ به این سوال که چرا هیچ‌وقت بچه دار نشده گفت: من گربه دارم و بچه ندارم! قبلا شعار می‌دادم که دلیلی ندارد با این شرایط یک نفر دیگر را هم به دنیا اضافه کنیم اما حالا می‌گویم که من از مسئولیت می‌ترسم و شاید برای این باشد که هیچ‌گاه پدر نداشتم.

پدرم مرد مشکوک و عجیبی بوده

این بازیگر برای اولین بار درباره پدرش که از دنیا رفته است حقایقی عنوان کرد و گفت: آنطور که شنیدم پدرم مرد عجیبی بوده و در عین حال خودخواه! پدرم مرد مشکوکی بوده و من‌ رابطه خوبی با او ندارم؛ او مادرم را اذیت و دچار رنجش کرده و یادم می‌آید وقتی که یک روز تصمیم گرفتم او را ببخشم و عکس‌هایش را به دیوار اتاقم زدم و می‌خواستم تلاش کنم او را دوست داشته باشم؛ خواهرم با دیدن آن عکس‌ها با تصمیمم مخالفت کرد و گفت او آدم خوبی نبوده است.

به خودکشی فکر می‌کنم

این کارگردان تئاتر با اعلام اینکه به مرگ زیاد فکر می‌کند بیان کرد: من با مرگ رابطه عاشقانه‌ای دارم همانطور که با زندگی رابطه‌ام عاشقانه است. به مرگ و خودکشی فکر می‌کنم ؛ اما خودکشی از سر خوشی.

او با دیدن عکس رضا عطاران هم گفت: رضا بدون اینکه زور بزند بامزه است و بارها به همکاری دوباره بعد از قطار ابدی فکر کردم اما هنوز که میسر نشده است اما باید بگویم من او را خیلی دوست دارم.

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش «صبا»، سومین نشست تخصصی ادبیات پایداری استان اردبیل برگزار شد. در ابتدای این جلسه که در دو نوبت پیش ازظهر و بعد ازظهر با حضور ساسان ناطق و مرتضی سرهنگی در سالن جابر عناصری و جلسات حوزه هنری استان اردبیل برگزارشد،  امیر رجبی، رییس حوزه هنری استان اردبیل گفت: ادبیات جنگ از ژانرهای رایج در ادبیات جهان بوده و در هر ملیت و قومی در دنیا جزء ژانرهای پذیرفته شده است که در کشور ما و در عرصه ادبیات فارسی نیز این شیوه از ادبیات، تاریخ کهنی دارد و با ادبیات حماسی به نوعی پیوند خورده که نمونه بارز آن شاهنامه فردوسی است.

رییس حوزه هنری استان اردبیل افزود: جنگ تحمیلی ۸ ساله دفاع مقدس بخش عمده‌ای از تاریخ معاصر ماست و ادبیات ما در آن برهه زمانی متمرکز بر جنگ تحمیلی است که با خود جنگ‌ آغاز شد؛ یعنی با خاطره‌نگاری‌هایی که همزمان با جنگ صورت گرفته، شروع شد و پس از جنگ نیز ادامه یافته و همچنان تداوم دارد.

وی تصریح کرد: تجلی ادبیات پایداری بیشتر در حوزه خاطره‌نگاری‌ست که خاطرات رزمندگان دفاع مقدس و جنگ تحمیلی توسط نویسنده ثبت و در قالب کتاب منتشر می‌شود اما نوع دیگر این تجلی در رمان‌ها و داستان‌های ما نیز وجود دارد لذا بخشی از ادبیات داستانی که به دفاع مقدس می‌پردازد با ادبیات پایداری پیوند خورده و در واقع قسمتی از آن به شمار می‌آید، با این تفاوت که خاطره به شکل مستقیم به این حوزه مربوط است و ادبیات داستانی به شکل غیر مستقیم با آن ارتباط می‌یابد.

رجبی در خصوص گرایش نویسندگان استانی به این نوع ادبیات گفت: به اذعان بیشتر صاحبنظران، استان اردبیل در عرصه ادبیات پایداری جزء استان‌های پیشتاز این حوزه در سطح کشور بوده و مثال بارز آن مجموعه کتاب‌های خاطرات افسران نیرو دریایی است که از ۱۰ کتاب منتشر شده، ۷ کتاب، اثر نویسندگان استان اردبیل است و این امتیاز برجسته‌ای برای ماست.

این مسوول ادامه داد: نویسندگانی چون ساسان ناطق، حسین قربان‌زاده، محمود مهدوی، رضا کاظمی و سایر نویسندگان فعال در این حوزه، نه تنها در سطح استان، بلکه در سطح ملی شناخته شده‌اند  و استقبال خوبی از آثار آن‌ها صورت گرفته که بر این اساس، به جرأت می‌توان گفت استان اردبیل جزء ۵ استان برتر در حوزه ادبیات پایداری کشور است.

وی در خصوص نقص موجود در این حوزه اذعان داشت: بخش اصلی کار به این برمی‌گردد که به لحاظ کمّی، آمار تولید کتاب کم نیست اما باید مراقب افت کیفی آن باشیم؛ یعنی از ابتدایی‌ترین موارد، مثل اغلاط تایپی، نگارشی و ویرایشی تا بعضاً اطلاعات محتوایی، ایراداتی هست که نیاز مبرم به رفع دارد؛ ضمن اینکه در خصوص ساختار کتاب به لحاظ فیزیکی، از جمله طراحی جلد و صفحه‌آرایی نقایصی وجود دارد که حتماً باید مرتفع شود و هر چه بیشتر روی کیفی‌تر شدن آثار متمرکز شویم.

رییس حوزه هنری استان اردبیل درباره اهداف برگزاری نشست‌های تخصصی در حوزه ادبیات پایداری گفت: رفع آسیب‌های موجود در ادبیات پایداری و ارتقای سطح نویسندگان این حوزه از اهداف اصلی بوده و به هر اندازه که کارگاه‌های بیشتری در این قبیل موضوعات برگزار شود، مطمئنا بر کیفیت کار نیز اثرگذاری بیشتری خواهد داشت. در چنین محافلی اساتید و چهره‌های برتر حوزه ادبیات و به‌ویژه ادبیات پایداری تجارب خود را با جمع در میان می‌گذارند و دانش و اطلاعات خود را به علاقه‌مندان و دیگر نویسندگان منتقل می‌کنند که تمامی اینها در رشد کیفی آثار ادبی مؤثر خواهد بود.

رجبی یادآور شد: بخشی از فعالیت‌های حوزه هنری برگزاری نشست‌ها و کارگاه‌های این چنینی با دعوت از اساتید برتر ملی است و بحث بعدی، حمایت از نویسندگانی است که کار تألیفی در این حوزه دارند؛ بر این اساس پس از بررسی و کارشناسی آثار در خصوص چاپ و نشر کتاب از این قشر حمایت می‌کنیم؛ لذا از کسانی که طرحی در خصوص ادبیات پایداری و دفاع مقدس دارند دعوت می‌کنیم برای اجرایی کردن آن حتما به حوزه هنری یا دیگر نهادهای فرهنگی استان مراجعه کنند.

وی بیان کرد: با وجود ضعف موجود در بخش کتاب‌خوانی و در پی آن اقتصاد نشر، حق‌التألیفی به نویسندگان حوزه ادبیات پایداری تعلق می‌گیرد اما کتاب‌های تراز اول از سوی انتشارات «سوره مهر» حمایت می‌شوند که به سبب پخش گسترده، از اقبال بیشتری برخوردار خواهند بود.

رجبی در خصوص کتاب‌خانه تخصصی ادبیات پایداری  که روز پنج شنبه ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۷ در

حاشیبه سومین نشست تخصصی ادبیات پایداری افتتاح شد گفت: در کنار دیگر کتاب‌خانه‌های موجود در استان که با موضوع دفاع مقدس وجود دارد، جای خالی محلی که همه منابع حوزه هنر و ادبیات پایداری را به طور تخصصی گردآوری کند مشهود بود؛ لذا این کتاب‌خانه تأسیس شد و سعی داریم به مرور زمان آن را تکمیل‌تر و به مرجع تخصصی‌تری تبدیل کنیم تا نیاز نویسندگان استانی را تأمین کند.

سومین نشست تخصصی ادبیات پایداری استان اردبیل به همت بسیج هنرمندان استان، اداره‌کل حفظ آثار ارزش‌های دفاع مقدس، مرکز حفظ آثار سپاه پاسداران و حوزه هنری اردبیل، با حضور مرتضی سرهنگی و ساسان ناطق از نویسندگان مطرح کشور برگزار شد.

گفتنی است مرتضی سرهنگی، نویسنده و پژوهشگر ادبیات پایداری و از بنیانگذاران ادبیات پایداری ایران و ایجاد کننده یک حرکت عظیم، الهام بخش و برانگیزاننده انقلاب اسلامی در زمینه مقاومت و انقلاب اسلامی است. سرهنگی در سال ۹۳ به عنوان چهره سال هنر انقلاب اسلامی معرفی شد.

وی از سال ۱۳۶۷، در دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری  مشغول فعالیت شد.

«اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی»، «کتاب مقاومت»(کاری مشترک با هدایت الله بهبودی)، «ده روز محاصره در قلعه لویزان»(خاطرات یک اسیرعراقی)

«پا به پای باران»( دو گزارش از خرمشهر مشترک با هدایت الله بهبودی) ، «همه چیز درباره جنگ»، «همسر شقایق»(کتاب خاطرات همسران فرماندهان شهید استان کرمان ) بخشی از آثار این پژوهشگر و نویسنده ادبیات پایداری است.

ساسان ناطق داستان نویس و مدیر كارگاه قصه و رمان حوزه هنری دومین کارشناس نشست تخصصی ادبیات پایداری استان اردبیل است. وی نويسنده اي است كه بدون تجربه جنگ و فضاي مربوط به آن تقريبا تمام آثارش مربوط به جنگ است. از وي تاكنون آثار متعددي چاپ و منتشر شده است: « اروند ما را با خود مي برد»، « سربازان چكمه پوش» ،« كشاورز وسفره جادويي» ، « روزه عقيل» ، « خليل در آتش» و « وقتي جنگ تمام شود» از جمله اين آثارهستند. «سربازان نیار» و «نامه رسان» هم از آخرین آثار این داستان نویس است.

ناطق سابقه ریاست حوزه هنری استان اردبیل را هم در کارنامه فعالیت های فرهنگی و هنری خود دارد.

افتتاح کتابخانه تخصصی ادبیات پایداری با حضور صمدزاده، مسوول کتابخانه جنگ حوزه هنری انقلاب اسلامی در حاشیه سومین نشست تخصصی ادبیات پایداری بخش پایانی این مراسم بود.  

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش «صبا»؛ کتاب نیستان در ادامه ترجمه و انتشار مجموعه ۱۰۰ جلدی
برگزیدگان جایزه ادبی ا. هنری، «قطار هاربین» آثار برگزیده سال ۲۰۱۶ را با
ترجمه علی فامیان منتشر کرده است.

در این کتاب از داستان‌نویسانی چون گیتا دایر، جو دانلی، جی اچ لین،
چارلز هاروتی، وندل بری، ران کارلسون و… داستان منتشر شده است که همگی از
نویسندگان نسل نو و تازه ایالات متحده آمریکا به شمار می‌روند.

تعریف ساده خوشبختی را در «قطار هاربین» بخوانید

«قطار هاربین» مجموعه داستانی است که به اعتراف سردبیر
این سال، برگزیدگان جایزه ا. هنری نشان می‌دهد که ترسیم خط و مرزی برای
معرفی داستان‌نویسان برگزیده در عرصه کوتاه‌نویسی و انتخاب آثار کوتاه برتر
در جهان، امری اشتباه و غیر قابل ممکن است.

داستان‌های این مجموعه را در یک نگاه کلی می‌توان در دو بخش تقسیم بندی
کرد. نخست داستان‌هایی که نشان از تلاش انسان مدرن برای ایجاد و ترسیم
رابطه‌ای تازه میان خود و جهان زیستی پیرامونش دارد و در وهله بعد
داستان‌هایی که به درون انسان معاصر سفر می‌کند و از روحیات و حس و حالات
مختلف زیستی او سخن به میان می‌آورد و از همین منظر است که این مجموعه قابل
اعتنا و توجه است.

ارتباط دوسویه میان انسان و جامعه مدرن و ابزار‌هایی که او برای زیستن و
حیات در این جامعه دست و پا می‌کند و دست یازدینش به انواع متد و شیوه‌های
زیست و فراموشی است که این آثار را از منظر ادبی قابل توجه کرده است. از
سوی دیگر نوع انتخاب زاویه دید، استخراج کلمات و چینش آنها برای
داستان‌پردازی و فضاسازی داستانی برای پیشبرد داستان را نیز باید به
داشته‌های این مجموعه برای مخاطبانش افزود.

روایت کشف راز و رمز زندگی توسط یک بازیکن بیس‌بال از طریق کشف رمز و
راز نهفته در بازی، یا تعریف زندگی انسانی که یک دست خود را از دست داده
است، یا روایت کسانی که سعی می‌کنند از طریق مدیتیشن با دود رابطه زیستی
خود را تعریف کنند، انتخاب زندگی از میان خلاقیت و روزمرگی و یا خوشبختی از
منظر پیرمرد پا به سن گذاشته‌ای که سعی می‌کند با حضور در کنار یک دریاچه
به ماهیگیری بپردازد؛ بخشی از روایت‌های داستانی است که در این مجموعه با
آن‌ها روبرو هستیم.

یادآوری می‌شود داستان‌های این کتاب از میان داستان‌های انگلیسی زبان
منتشر شده در سال ۲۰۱۶ در نشریات ایالات متحده و با انتخاب هیأت داوران
جایزه ادبی ا. هنری انتخاب و در قالب این کتاب منتشر شده است.

درباره : موزیک ها و غیره

به‌گزارش «صبا»، صنایع دستی و
گردشگری، علی‌اصغر مونسان معاون رئیس‌جمهوری و رئیس سازمان میراث‌فرهنگی،
صنایع‌دستی و گردشگری، امروز جمعه ۲۷ مهر در مراسم پایانی چهل‌ویکمین
سمپوزیوم سالانه ایکوفوم که با حضور مهمانان و مسئولان داخلی و خارجی در
محل موزه ملی ایران برگزار شد، تصریح کرد: «خوشحالم که امروز دوباره فرصتی
شد که در جمع پژوهشگران، موزه‌داران، باستان‌شناسان و افرادی که در حوزه
میراث‌فرهنگی فعالیت دارند، حضور یابم و ازاین‌رو از همه مدیران و برنامه
ریزان این رویداد تشکر می‌کنم.»

او افزود: «همه ما درباره موزه ذهنیت و تعاریفی داریم که شاید این
تعاریف و برداشت‌ها تفاوت‌هایی داشته باشد اما خطوط مشترکی وجود دارد که ما
را رهنمون می‌کند تا تعریف مشترکی از موزه داشته باشیم. بهترین تعریف آن
است که موزه استانداردترین پدیده در جهان هستی است. با این تعریف مشخص
می‌شود که موزه‌ها نقش مهمی در زندگی افراد دارند و نشان می‌دهد که موزه‌ها
تنها در گذشته نیستن،د بلکه حال و آینده نیز می‌توانند از موزه‌ها تجربه
کسب کنند.»

او گفت: «موزه‌ها می‌توانند چراغ راهی برای آینده جوامع بشری باشند و
وجه مشترکی که در همه موزه‌ها می‌توان به آن پرداخت این است که اجتماعی
گردهم آمده‌ و با تولیت دولت‌ها مکانی را به‌عنوان موزه‌ایجاد کرده‌اند تا
این موزه‌ها محلی برای انتقال تجربه باشد. بی‌شک موزه‌ها و میراث‌فرهنگی
پیوند ناگسستنی دارند. موزه‌ها راویان میراث‌فرهنگی هستند و اشیای تاریخی
مسیر فرهنگی یک جامعه را روایت می‌کنند.»

مونسان گفت: «علاوه بر کارکردهای فرهنگی موزه‌ها، امروزه یکی از
مؤلفه‌های مهم موزه‌ها کارکردهای گردشگری آن‌هاست و حجم بسیاری از گردشگران
را گردشگران فرهنگی تشکیل می‌دهد.»

او ادامه داد: «موزه‌ها روایتگر ابعاد مختلف زندگی بشر است، لذا موزه‌ها
با موضوعات مختلفی در دنیا وجود دارند که نشان‌دهنده همه دستاوردهای مادی و
معنوی بشریت هستند. با این اهمیتی که موزه‌ها دارند، در دولت تدبیر و امید
نیز اقدامات مهمی در راستای موزه‌های انجام شده است.»

او گفت: «در دولت تدبیر و امید هم به‌لحاظ تعداد و هم به‌لحاظ ارتقای
کمی موزه‌داری، اقدامات بسیار خوبی انجام شده است، به‌گونه‌ای که تا قبل از
دولت تدبیر و امید ۴۵۰ موزه در کشور فعال بود، اما در دولت تدبیر و امید
۲۰۰ مورد به موزه‌های کشور اضافه شده است و اگر همین روال ادامه یابد، ظرف
سه سال آینده یعنی تا پایان دولت دوازدهم می‌توانیم احداث هزارمین موزه
کشور را جشن بگیریم. اما مهم‌تر از این آن است که خوشبختانه با اقداماتی که
انجام شده بازدید از موزه‌ها نیز به‌شدت رشد داشته است و عید امسال
آمارهای بی‌نظیری را داشته‌ایم.»

او گفت: «در سال‌های گذشته بیشترین بازدید از موزه ملی ایران روزانه
۲۵۰۰ نفر بوده است اما در نوروز امسال شاهد بازدید روزانه ۱۴هزار نفر از
موزه ملی ایران بودیم و این موضوع نشان می‌دهد بازدید از موزه‌ها مانند
بازدید از سینما و تئاتر به سبد فرهنگی خانواده‌ها اضافه شده است.»

رئیس سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری افزود: «ضمن این‌که در
این دولت، در راستای تقویت فعالیت‌های نرم‌افزاری موزه‌ها نیز اقدامات خوبی
انجام شده و برخی نیز در حال انجام است که فروش الکترونیک بلیت یکی از
کارهایی است که در حوزه موزه‌داری در کشور انجام شده است.»

او گفت: «هم‌چنین برپایی موزه‌های مشترک کشورهای مختلف دنیا با سایر
موزه‌های ایران ازجمله موزه ملی نیز یکی دیگر از اقدامات بسیار مناسبی است
که انجام شده که می‌توانند به تقویت صلح و دوستی کمک کنند. دراین‌باره
به‌عنوان‌مثال می‌شود به نمایشگاه موزه لوور در تهران و نیز نمایشگاهی که
به‌صورت مشترک با کره جنوبی اجرا کردیم و نیز نمایشگاه هلند در تهران در
حال حاضر و همچنین دو نمایشگاه ایران در خارج از کشور اشاره کرد.»

معاون رئیس‌جمهوری گفت: «برپایی این نمایشگاه‌ها و تقویت این ارتباطات
فرهنگی تعاملات بین ملت‌ها و دولت‌ها را بیشتر خواهد کرد و برای تعمیق
روابط بین کشورها و دولت‌ها بااهمیت است.»

او در ادامه به موضوع «موزه و تقدس» اشاره کرد و افزود: «موزه‌ها با
مقدسات جدایی‌ناپذیر هستند، بسیاری از اماکن مذهبی در دنیا محل بازدید دوست
داران فرهنگ هستند و به محلی به‌عنوان موزه‌های مذهبی تبدیل شده‌اند و در
کشور ما نیز این اماکن وجود دارد و خیلی از موضوعات محتوایی موزه‌های ما را
نیز همین موضوعات مذهبی و مقدس تشکیل می‌دهند.»

او در ادامه گفت: «در کشور ما ادیان در کنار هم به‌خوبی زندگی کرده‌اند
در حال حاضر کلیساهای تاریخی وجود دارد و علاوه بر این فضاهای مذهبی و
آرامگاه‌های مقدس، فضاهایی نیز مربوط به دین اسلام به‌عنوان موزه و اماکن
تاریخی وجود دارد که خود این یک فضای بسیار مناسب برای گردشگری دینی است.
علاوه بر این نیز فضاهایی مرتبط با دفاع مقدس در کشور وجود دارد. دوران
دفاع مقدس که یک جنگ تحمیلی علیه ملت بوده است و این دوران یک برگ زرین از
دوران مقاومت مردم ایران است، فضاهایی مربوط به دفاع مقدس در کشور وجود
دارد به‌ویژه موزه دفاع مقدس تهران که پیوند بین موزه و تقدس را نشان
می‌دهد.»

او گفت: «امید دارم با تلاش همکارانم و کمک دولت بتوانیم در پایان دولت
دوازدهم دستاورد و کارنامه خوبی را هم در جهت ارتقای کیفت و هم در جهت
ارتقای کمیت موزه شاهد باشیم.»

ضرورت گفت‌وگوهای بین‌المللی

محمدحسن طالبیان معاون میراث‌فرهنگی سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و
گردشگری نیز در این مراسم گفت: «حتماً به این موضوع احتیاج داریم که در سطح
ملی و بین‌المللی با هم در حوزه‌های میراث‌فرهنگی گفت‌وگو داشته باشیم و
این گفت‌وگوها می‌تواند به صیانت هرچه بهتر میراث‌فرهنگی کمک می‌کند.»

او افزود: «امروزه حفاظت از میراث‌فرهنگی و صیانت از این حوزه بدون توجه
به مشارکت مردم امکان‌پذیر نیست و مشارکت مردمی است که می‌تواند به صیانت
هرچه بهتر میراث‌فرهنگی کمک کند.»

طالبیان گفت: «خوشبختانه این دوره در مدت پنج روز رضایت‌بخش بود و نتایج
خوبی از این دوره حاصل شده و به‌عنوان معاون میراث‌فرهنگی سازمان این
آمادگی را اعلام می‌کنم تا در سایر حوزه‌های مرتبط با میراث‌فرهنگی
گفت‌وگوهایی را در سطح ملی و بین‌المللی انجام دهیم.»

نگاه موزه‌ها به آینده است

سیداحمد محیط طباطبایی رئیس کمیته ملی ایکوم ایران نیز در این مراسم
گفت: «خوشبختانه همراهی و مشارکت همگانی باعث شد تا بتوانیم این دوره را در
مدت ۵ روز در تهران برگزار کنیم و این یک نمونه کامل از جامعه انسانی است
که در این مکان گرد هم آمدند و در این مدت به بهترین شکل ممکن چهل و یکمین
سمپوزیوم ایکوفوم برگزار شد.»

او افزود: «موزه‌ها رویکردشان رو به آینده است و افرادی که دید و اندیشه
موزه‌ای دارند به آینده همواره توجه دارند و برای این افراد آینده مهم
است.»

محیط طباطبایی گفت: «بیان اشتراکات و زمینه ایجاد درک و شناخت از یکدیگر
یکی دیگر از مهم‌ترین رسالت‌های موزه‌ها است و موزه‌ها می‌توانند جامعه
بهتری را برای دیگران به وجود آورند.»

رئیس کمیته ملی ایکوم ایران ادامه داد: «افرادی که در این همایش شرکت
کردند دیدگاه‌هایشان نسبت به پنج روز گذشته تغییر کرده و این نتیجه مهم
برگزاری این دوره پنج روزه است و نتیجه این گفت‌وگوها در این همایش به‌صورت
مکتوب ثبت و ضبط‌شده و در اختیار علاقه‌مندان و افرادی که برای استفاده از
این تجربیات نیاز دارند، قرار داده خواهد شد.»

او در ادامه با اشاره به روند رو به رشد موزه‌داری در ایران گفت:
«خوشبختانه در پنج سال اخیر شاهد رشد موزه‌داری در ایران هستیم و ازنظر کمی
و کیفی این حوزه رشد مناسبی داشته است.»



او افزود: «در همین ارتباط شهرداری نیز خانه‌های تاریخی را برای ایجاد
موزه در اختیار هنرمندان قرار می‌دهد و تاکنون موزه‌هایی به این صورت
افتتاح و راه‌اندازی شده است

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش «صبا»، برنامه «چرخ» امشب (۲۸ مهرماه) با حضور دکتر حمیدرضا رشیدی کارشناس آب و توسعه پایدار به بررسی تغییرات اقلیمی می پردازد. همچنين دكتر سياوش يالپانيان كارشناس حيات وحش درباره گونه هاي جانوري در خطر انقراض صحبت مي كند.

در بخش «اتاق دانشمند» امشب، دوربین برنامه «چرخ» به سراغ فضای زندگی و محل کار دکتر جلال‌الدین شایگان استاد شیمی دانشگاه صنعتی شریف می رود و مخاطبان با سبک زندگی این استاد دانشگاه آشنا می شوند.

همچنين در بخش صندلي علم سنج اين هفته سياوش عقدايي گوينده راديو و مجري به سئوال  هاي علمي اين بخش پاسخ مي دهد.

«چرخ» به تهیه کنندگی الهه بهبودی و سردبیری محمد جباری به صورت هفتگی شنبه ها ساعت ۲۱ از شبکه چهار سیما پخش می شود.

درباره : موزیک ها و غیره
صفحات سایت