سایت احمدرضا


 

چون معتقد بودم موسیقی حرام است، به گلها نرفتم/غصه می‌خورم که چرا نگذاشتم صدایم شنیده شود

به گزارش سایت احمدرضا به نقل از ایلنا، مهدی حمیدی، ملقب به قره‌الحمید در سال ۱۳۲۰ در اصفهان به دنیا آمد. او در ۱۱ سالگی شیوه خواندن اشعار مذهبی و مداحی را به مدت دو سال نزد حسن جوانمرد و شیوه خواندن قرآن را به مدت ۱۰ سال نزد میرزاعباس نخودی، مرتضی فصیح‌القرا و استاد میرزا نجار یاد گرفت. حمیدی در سال ۱۳۴۴ وارد دانشگاه اصفهان و در ۱۳۴۸ از رشته ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل شد و در سال ۱۳۴۵ نزد استاد ملاحسین موسیقی که از شاگردان استاد سیدرحیم بود برای فراگیری ردیف‌های آوازی در رادیو اصفهان شاگردی کرد و بعد هم به گروه موسیقی رادیو دعوت شد اما با اشرافی که در خواندن قرآن و اشعار مذهبی داشت، در برنامه بامدادی رادیو با ضبط اشعار عرفانی و قرائت قرآن مشغول به کار شد.

حمیدی پس از مدتی با همکاری سیداحمد قوام‌نیا، چند برنامه دوصدایی مذهبی را روی صفحه‌های گرامافون ضبط کرد. از دیگر برنامه‌های معروف آن زمان می‌توان به «یا رب‌العالمین» که سال‌ها، قبل از اذان مغرب در ماه رمضان پخش می‌شد، اشاره کرد.

او برای تکمیل ردیف‌های آوازی محضر حسن کسایی را درک نمود و با مراودات هنری که با جلال‌الدین تاج‌اصفهانی داشت از حضور او نیز بهره‌مند شد. حمیدی در سال ۱۳۴۹ به مدت دو سال به صورت حضوری نزد علی‌خان ساغری شاگردی کرد. درک حضور جلیل شهناز و علی تجویدی از دیگر افتخارات اوست. او همچنین با استفاده از نوارهای اساتیدی چون ادیب خوانساری، حسین طاهرزاده و محمود کریمی فراگیری ردیف‌ها را به اتمام رساند. حمیدی از سال ۱۳۵۰ همکاری خود را با تلویزیون ایران در بزم‌های مذهبی آغاز کرد و از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۷، ۲۷ برنامه را ثبت و ضبط نمود.

سحری‌خوانی‌هایی داشتیم که با شنیدنش‌شان خود را دربست در اختیار خدا می‌گذاشتید

پشیمانم که به «گلها» نرفتم

مهدی حمیدی با آنچه شنیدن یک سحری‌خوانیِ درست می‌تواند با انسان بکند، آغاز کرده و گفت: مرحوم سیدجواد ذبیحی، که خدا رحمتش کند هر چند من مخالفش بودم و سال ۱۳۵۶ در بزم مذهبی که در مدرسه مطهری داشتیم کنارش ننشستم، یکی از کلاس دیده‌های قشر ما بود که پهلوی مرحوم ادیب برومند رفته بود و هم آوازخوانی می‌دانست و هم ردیف، بنابراین فرض کنید وقتی شعری غم‌انگیز را در آواز دشتی می‌خواند اثری غیرقابل انکار می‌گذاشت. مثلا شعر شهریار را که می‌خواند؛ «شب شنفته است مناجات علی، جوشش چشمه عشق ازلی…» دل سنگ را هم نرم می‌کرد.

حمیدی ادامه داد: حالا تصور کنید در دل شب که خواب می‌چسبد و لذت‌بخش است، رختخواب‌تان را ترک کرده‌اید که سحری بخورید و آن کسی که سحوری می‌خواند چنان با صدایش در درون‌تان نفوذ می‌کند که خودتان را دربست در اختیار خدا می‌گذارید. یکی از قطعاتی که خود من برای سحر خوانده‌ام این است؛ «چنین شنیدم که لطف یزدان به روی جوینده در نبندد/ دری که بگشاید از حقیقت بر اهل عرفان دگر نبندد…» این را که شما در دل شب می‌شنوید اصلا زیر و رویتان می‌کند.

او گفت: البته من آن زمان به فتوای علمایی که می‌گفتند موسیقی حرام است معتقد بودم. وقتی در سال ۱۳۵۰ از من خواسته شد در برنامه «گلها» بخوانم، گفتم عذر می‌خواهم و نمی‌توانم، برنامه‌ای دو نفره با مرحوم سیداحمد قوام‌نیا ایجاد کرده بودم به نام «یا رب‌العالمین» که قبل از اذان مغرب پخش می‌شد و به «گلها» نرفتم…

حمیدی افزود: آن زمان ما فکر می‌کردیم باید چیزهایی بخوانیم که جایگزین برنامه‌هایی شود که بعضی آن‌ها را مبتذل می‌نامیدند که قطعا همه‌اش هم مبتذل نبود و خیلی‌هایش باحال و رو به راه بود. من با «گلها» همکاری نکردم، چون اصرار داشتم با همراهی ساز نخوانم و این همکاری نکردن شده است غصه الانم که ۷۶ سالم است و به این فکر می‌کنم که چرا نگذاشتم صدایم شنیده شود.

او تصریح کرد: البته در سال ۹۲ یک سی‌دی با ساز تولید کردم، هر چند قرار نبود با ساز بخوانم. کسی که به من لِوِلِ صدا داد، آقای جهانبخش، ساز را کوک کرد و یک شورِ دو داد و من خواندم. در طول خواندن، سه، چهار بار از استودیو خارج شدم چون بغض گلویم را می‌گرفت. حاصل این اتفاق شد «خلوت حضور» در شش قطعه، چهار قطعه با ساز، دو قطعه بدون ساز که شامل ربنا و مناجات حضرت علی(ع) است که ترجمه‌هایشان را هم به آواز خواندم، چون مهم است که شنونده معنا را هم بفهمد.

سحر بایستی بنده خدا را با ابواب باز خدا آشنا کرد، نه اینکه مسئله گفت

مهدی حمیدی معتقد است دری که آن‌ها به واسطه سحری‌خوانی بین بنده خدا و خدا گشودند، با آنچه اکنون هنگام سحر از تلویزیون پخش می‌شود، بسته شده است.

او در این مورد گفت: در حال حاضر سحر که می‌شود، هر شبکه‌ای را که می‌گیرید در حال مسئله گفتن هستند. سحر بایستی با خدا حرف زد و بنده خدا را با ابوابِ بازِ خدا آشنا کرد، نه اینکه مسئله گفت، اینجا، جای آوازخواندنی است که دل سنگ را هم نرم کند. مگر نشنیده‌اید که العدل وضع کل شیء موضعه یعنی عدالت، آن است که هر چیزی در جای خودش قرار گیرد ولی این عدل را به هم زدند و من و امثال مرا خانه‌نشین کردند.

حمیدی توضیح داد: هوشنگ جاوید حرکت‌های خوبی در این زمینه کرده است ولی روی کاغذ. این‌ها باید از روی کاغذ به منصه ظهور برسد. خود ذبیحی به من می‌گفت، شما دو تا بچه‌ها با برنامه‌های دو صدایی‌تان، من و مرحوم سیداحمد قوام‌نیا را می‌گفت، ما را از دور کنار گذاشتید. ما صدایمان را و موجودیت‌مان را در اختیار اسلام گذاشتیم، منتها کسانی که تندرو هستند و می‌خواهند دین را با جبر ابلاغ کنند، متوجه نیستند.

خواندن به زبانِ خود یا دیگری؟

حمیدی در مورد اینکه ترجیح می‌دهد به زبان خودش و در دستگاه‌ها و گوشه‌های ایرانی بخواند یا با الحان عربی گفت: ما در قرآن هم داریم که هیچ پیامبرى را نفرستادیم مگر به زبان قوم خودش. این‌هایی که عربی می‌خوانند، یک وقت نوع خواندنشان در دل شنونده اثرگذار می‌شود و سوزی بر دل می‌نشاند اما خواندنی که انسان معنایش را نفهمد چه سود دارد؟!

او با ذکر خاطره‌ای گفت: یکبار در مراکش، محمد مسجدجامعی، سفیر اسبق ایران در مغرب؛ مرا که به همراه رفقایم برای برگزاری نمایشگاهی در آن جا به سر می‌بردم؛ برای ناهار وعده گرفت. آن‌ها از من خواستند اشعار حافظ و سعدی را بخوانم تا برای مهمانانشان ترجمه کنند. دو تا، سه تا، چهار تا شعر که خواندم، متوجه شدم هیچ جاذبه‌ای برایشان ندارد. من هم شعری عربی را که از حفظ بودم خواندم. این شعر کاری با آن‌ها کرد که فردایش برادر شاه به سراغم آمد؛ یعنی تحت‌ تاثیر قرارشان داده بود چون به زبان خودشان بود.  

حمیدی افزود: پس آن چیزی که در سحر بر ما تاثیر می‌گذارد دعای سحر به زبان عربی نیست، خواندن خواننده به زبان فارسی است، این است که بنده را به خدا نزدیک می‌کند. البته که محمدصدیق المنشاوی یا خلیل الحصری نیز با قرائت قرآن دل انسان را حال می‌آورند اما آنچه با زبان خودتان برایتان خوانده شود تاثیری دیگر دارد. مثلا وقتی من می‌خوانم؛ «الهی، الهی، من آن عارفِ می پرستم که از جام لاتقنطوی تو مستم/ گنه‌پیشه من/ کرم شیوه تو/ الهی، تو آنی که هستی، من اینم که هستم…» این هر گنهکاری را عوض می‌کند. پدربزرگ ما، حضرت آدم هم گنه کرد، این قدر به مردم گیر ندهید… خدا تقوای درون ما را می‌خواهد، گناه کرده‌ایم ولی درِِ خانه خدا را که نبسته‌اند…

گریستن با سحری‌خوانی سیدجواد ذبیحی 

او در مورد به یادماندنی‌ترین خاطره‌اش از شنیدن سحری‌خوانی هم گفت: شب نوزدهم ماه مبارک رمضان بود و من در حرم امام رضا (ع) بودم، وقت سحر بود، اذانی پخش شد که بسیار به دلم نشست و دیدم چقدر باحال است. فردا شب کمی زودتر رفتم که به سحری‌خوانی برسم، چون فکر کردم اینکه اذانش این قدر قشنگ است،‌ حتما سحری‌خوانی‌اش هم باحال است. باورتان نمی‌شود وقتی رسیدم فقط دم صحن ایستاده بودم و مثل بچه‌مرده‌ها گریه می‌کردم، رفتم جست‌وجو کردم و پیرمردی ریش سفید را دیدم در کفش‌داری که شالی سبز هم روی کولش انداخته بود. جلو رفتم و گفتم سوالی دارم، این صدا به گوشم آشناست، این صدای ذبیحی نبود؟! گفت چرا! گفتم این را که کشتند، چطور است که صدایش را می‌گذارید؟! چون همانطور که می‌دانید پس از انقلاب؛ روزنامه اطلاعات به نقل از گروه شاهین گزارشی را چاپ کرد که قتل سیدجواد ذبیحی را به دلیل مداحی و مناجات‌خوانی او در رادیوی وابسته به رژیم گذشته به گردن گرفته بودند و بعدها صادق خلخالی در کتاب خاطرات خود نام او را در فهرست کسانی آورد که حکم اعدامشان صادر شده بود. آن کفش‌دار ریش سفید جواب داد؛ ذبیحی برای سه شب در مراسم رمضان و دو روز تاسوعا و عاشورا اینجا برنامه اجرا کرد و وقفش کرده است. باور کنید من که خودم خواننده هستم چنان با شنیدن صدای این مرد می‌لرزیدم که نمی‌توانم وصفش کنم.

حمیدی در پایان گفت: آدم باید صدا داشته باشد و علم موسیقی و این‌ها را با یکدیگر ترکیب کند و آنچه را می‌خواهد درآورد تا در سحر که درِ رحمت خدا باز است بنده خدا را با خدا متصل کند. من یک سی‌دی از خودم به یادگار گذاشته‌ام به نام «خلوت حضور» و یک تعداد دیگر هم گذاشته‌ام و به بچه‌هایم گفته‌ام جان که از این دنیا به در بردم این‌ها را به عنوان یادگاری به مردم بدهید.  

 

 

 

درباره : موزیک ها و غیره

به گزارش صنعت نویس، این رشد باعث شده تا نسبت مطالبات غیرجاری به کل مانده تسهیلات اعطایی بانک‌ها در شهریور ۹۶ در بازه دو رقمی تثبیت شود. رقمی که فاصله معناداری از استانداردهای جهانی دارد و تصویری را از فاصله نظام بانکی کشور تا وضعیت مطلوب ارائه می‌دهد. این گزارش نشان داده است که حجم قابل‌توجهی از مطالبات غیرجاری بانک‌ها در بازه وام‌های کلان قرار داشته است. در این بین وام‌های ۱۰ تا ۱۰۰ میلیارد تومانی بیشترین سهم را داشته‌اند. درحالی‌که وام‌ها و مطالبات خردتر (زیر یک میلیارد تومان) سهم حداقلی را در بین مطالبات غیرجاری شبکه بانکی کشور به خود اختصاص دادند. علاوه‌بر این، سهم مطالبات مشکوک‌الوصول در مطالبات غیرجاری، بسیار بالا بوده که پیام هشداردهنده‌ای برای ترازنامه بانک‌ها به شمار می‌رود. تا پایان شهریور سال ۱۳۹۵ حجم مطالبات مشکوک‌الوصول به بیش از ۶۰ هزار میلیارد تومان رسیده که می‌توانند در طبقه سرمایه‌های مرده و سوخته نظام بانکی کشور قرار گیرند.

آمار و ارقام از سرعت رشد بالای مطالبات غیرجاری در شبکه بانکی حکایت دارند. دیروز کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی، گزارشی از تخلفات نظام بانکی درباره مطالبات غیرجاری بانک‌ها ارائه داد. گزارشی که با ارائه آمار، عمق چاه مطالبات غیرجاری در شبکه بانکی کشور را قابل اندازه‌گیری کرد. نکات آماری برگرفته از این گزارش نشان می‌دهد که سرعت رشد مطالبات غیرجاری در دهه اخیر شتاب فزاینده‌ای گرفته است و از ۲۱ هزار میلیارد تومان در سال ۸۵ به سمت قله ۱۴۰ هزار میلیارد تومانی در سال ۹۶ حرکت کرده است. نکته بعدی اینکه بانک‌های خصوصی از درجه ریسک اعتباری بالاتری نسبت به بانک‌های دولتی برخوردارند. علاوه‌بر اینها، نسبت مطالبات غیرجاری به کل مطالبات از حد جهانی فاصله قابل‌توجهی گرفته و حتی در قیاس با کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه نیز از عقب‌ماندگی رنج می‌برد.

 

سرمایه در خطر

در وهله اول کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، در آبان و اسفند ۱۳۹۵ از دیوان محاسبات کشور درخواست کرد تا گزارش‌ها و تحلیل‌های صورت گرفته  درباره میزان تسهیلات اعطایی ازسوی شبکه بانکی، فهرست تخلفات احصا شده در مورد بانک‌ها و چندین مورد دیگر در اختیار کمیسیون قرار گیرد. معاونت فنی و حسابرسی امور اقتصادی و زیربنایی دیوان نیز در یک نامه، آمار مطالبات غیرجاری بانک‌ها تا پایان شهریور ۹۵ را ارسال کرد. طبق این گزارش، در پایان شهریور ۹۵ معادل ۱۱ درصد از کل تسهیلات ریالی و ارزی نظام بانکی کشور، تبدیل به تسهیلات غیرجاری شده بود که سهم بانک‌های دولتی از آن ۳۹ درصد و سهم بانک‌های خصوصی ۶۱ درصد بوده است. نسبت تسهیلات غیرجاری به کل تسهیلات در بانک‌های غیردولتی عدد بالاتری بوده که نشان می‌داد ریسک اعتباری در این دست بانک‌ها بیشتر است. اما در این گزارش تاکید شده است که هر دو گروه دولتی و غیردولتی هم به لحاظ ارزی و هم به لحاظ ریالی به شدت دچار ریسک هستند؛ چراکه بیش از ۶۰ درصد از تسهیلات غیرجاری اختصاص یافته مربوط به شبه‌مشکوک‌الوصول بوده‌اند و قابلیت تبدیل شدن به مطالبات سوخت شده نظام بانکی را دارند. حجم این نوع از مطالبات بیش از ۶۱ هزار میلیارد تومان برآورد شده است. در حقیقت بیش از ۶۱ هزار میلیارد تومان از منابع بانکی در خطر سوخت شدن قرار دارند که این به معنی در خطر بودن سرمایه‌ بانک‌ها است.

 

تصویری از وضعیت نسبی

از نظر نسبی نیز نسبت مطالبات غیرجاری به کل تسهیلات، ۱۱ درصد است که نسبت به استاندارد جهانی در وضعیت نامطلوبی قرار دارد؛ چراکه نرم جهانی این نسبت بین ۲ تا ۵ درصد است. نسبت مطالبات غیرجاری به کل تسهیلات اعطایی در جهان برای دوره زمانی ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ کمتر از ۴ درصد بوده است. این نسبت برای کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا نیز در سال‌های ذکر شده ۲/ ۵ درصد گزارش شده است. از این جهت، وضعیت نامطلوبی در قیاس با کشورهای پیشرفته و کشورهای هم‌رده در این حوزه به چشم می‌آید.در گزارش کمیسیون اصل ۹۰ به نقل از قائم مقام بانک مرکزی آمده است که مطالبات غیرجاری بانک‌ها طی سال‌های ۸۵ تا ۹۳ بیش از ۴ برابر شده و متوسط نرخ رشد مطالبات غیرجاری در کل شبکه بانکی در این دوره ۴/ ۱۹ درصد بوده است. در سال ۸۵ حجم مطالبات غیرجاری شبکه بانکی معادل ۴/ ۲۰ هزار میلیارد تومان بوده و این عدد در پایان سال ۹۴ به ۳/ ۸۶ هزار میلیارد تومان جهش کرده است. ضمن اینکه گزارش بانک مرکزی نشان می‌دهد حجم مطالبات غیرجاری تا پایان شهریور ماه به حدود ۱۳۶ هزار میلیارد تومان صعود کرده است که نشان‌دهنده جهش دو ساله آن در سال‌های ۹۴ تا ۹۶ است.

 

مکاتبه با سیاست‌گذار پولی

یکی از مهم‌ترین مکاتبات کمیسیون اصل ۹۰ برای وارسی اوضاع مطالبات غیرجاری، با مقام ناظر بازار پول، یعنی بانک مرکزی بوده است. کمیسیون در مکاتبه خود با بانک مرکزی از این بانک خواست گزارشی از آخرین وضعیت بدهکاران بدحساب شبکه بانکی و میزان مطالبات غیرجاری بانک‌ها را به تفکیک به همراه اقدامات حقوقی صورت گرفته ازسوی بانک‌های ذی‌ربط و میزان وصولی آنها اعلام کند. بانک مرکزی در زمینه وضعیت بدهکاران بدحساب شبکه بانکی پاسخی را به کمیسیون ارسال کرد اما در زمینه دوم، یعنی میزان مطالبات غیرجاری تاکنون پاسخی داده نشده است.

 

از پاسخ بانک مرکزی این‌طور برمی‌آید که یکی از علل به شدت موثر بر افزایش مطالبات غیرجاری بانک‌ها، نه از خارج نظام بانکی بلکه از درون نظام بانکی ریشه دوانده است، بانک مرکزی اعطای تسهیلات خارج از چارچوب قوانین و مقررات را علت ایجاد بخش مهمی از این مطالبات دانست. بانک مرکزی آمار مطالبات غیرجاری بانک‌ها و موسسات اعتباری را به تفکیک حجم بدهی به کمیسیون اصل ۹۰ ارائه کرد. کل مطالبات غیرجاری بانک‌ها تا پایان شهریور ۹۶ حدودا ۱۳۶ هزار میلیارد تومان بوده است که در این بین، وام‌ها و مطالبات ۱۰ تا ۱۰۰ میلیارد تومانی بیشترین سهم را داشته است. در واقع وام‌های تخصیص‌یافته در این بازه مبلغی، بیشترین سهم از مطالبات غیرجاری بانک‌ها را به خود اختصاص داده است. در مقابل، وام‌های خردتر یعنی وام‌های زیر یک میلیارد تومان کمترین سهم را در مطالبات غیرجاری بانک‌های کشور داشته است. گزارش بانک مرکزی نشان می‌دهد نسبت مانده بدهی غیرجاری بانک‌ها و موسسات اعتباری به مانده بدهی کل برای ۳۴ بانک و موسسه اعتباری موجود در کشور معادل ۱۷ درصد است. در این بین بانک‌های خصوصی و غیردولتی نسبتا اوضاع پرریسک‌تری دارند؛ بانک سرمایه با نسبت ۷۱ درصد، موسسه اعتباری توسعه ۵۵ درصد و بانک پارسیان با نسبت ۵۰ درصد در صدر این لیست قرار دارند.

 

تومور داخلی

در گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، از مرکز پژوهش‌های مجلس درخواست شده بود تا تحلیل کارشناسی بر وضعیت مطالبات غیرجاری بانک‌ها ارائه دهد. بازوی پژوهشی مجلس نیز در تحلیل خود یکی از موثرترین ضعف‌ها را عوامل درونی نظام بانکی اعلام کرد. ضعف در سازوکارهای نظارتی و حسابرسی داخلی یکی از مهم‌ترین عواملی بود که مرکز پژوهش‌ها زمینه‌ساز شکل‌گیری شبکه‌های فساد و تبانی در بانک‌ها برشمرده است. مثال مرکز پژوهش‌های مجلس از یکی از تخلفات تاریخی در نظام بانکی کشور، مربوط به اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانی بود. در سال ۱۳۹۳، از مجموع ۱۳ هزار میلیارد تومان مطالبات غیرجاری بانک ملی، بیش از ۳ هزار میلیارد تومان آن مربوط به گروه امیرمنصور آریا و ۵ هزار میلیارد تومان دیگر آن نیز مربوط به ۳۰ نفر ذی‌نفع در قالب چند شرکت بوده است. در واقع ۶۱ درصد از مطالبات غیرجاری بانک ملی در سال ۹۳ مربوط به این دو گروه عمده بوده است. هر چند باید توجه داشت که کارشناسان بانکی معتقدند بدهی گروه امیرمنصور آریا، نمی‌تواند تنها متوجه بانک ملی باشد و با توجه به اینکه تضمین‌کننده اعتبار اسنادی گشایش یافته برای این گروه، بانک صادرات بوده است، بدهی این شرکت متوجه بانک صادرات نیز خواهد بود.از نکات تامل‌برانگیز گزارش کمیسیون اصل ۹۰، اثرگذاری عاملی به نام «اعلام ورشکستگی صوری اشخاص بدهکار» بر مطالبات غیرجاری شبکه بانکی است. عاملی که طی دهه‌های اخیر به درجه شیوع بالایی در فضای اقتصادی کشور مبتلا شده است. براساس گزارش‌های دریافتی از بانک‌ها از سال ۹۲ تا سال ۹۴، حدود ۵۰۸ مورد حکم ورشکستگی ازسوی بدهکاران نظام بانکی اخذ شده است که بار مالی بیش از ۳۳۰۰ میلیارد تومانی را متوجه شبکه بانکی کشور کرده است.

 

12 (1).jpg

 

منبع: دنیای اقتصاد

درباره : موزیک ها و غیره

یادداشت رسیده – محمد تقی زاده
خوک جدید ترین فیلم مانی حقیقی به تازگی در سینماهای ایران به نمایش در آمده است و به دلیل اینکه اولین نمایش فیلم در خارج از ایران و در فستیوال برلین بوده، بیشتر نقدها و ریویوهای پیرامون فیلم خارجی و مربوط به زمان جشنواره برلین است.
بیش از هر چیز سخنان لیلا حاتمی در این جشنواره و در کنفرانس خبری فیلم جنجالی شد؛حرف هایی که بیش از هر چیز پیرامون ممنوع الکاری جعفرپناهی و موضوع سانسور و اعتراض بود و واکنش های ضد و نقیض زیادی را در داخل و رسانه های وطنی پیرامون آن ثبت شد.
درباره فیلم
خوک داستان فیلمسازی خودشیفته و عصبی است که توهم بزرگترین فیلمساز ایرانی بودن دارد و زندگی شخصی و حرفه ای او و رفتارهای اجتماعی این شخصیت یعنی حسن کسمایی با بازی متفاوت و قدرتمند حسن معجونی به تصویر کشیده شده است.
درباره فیلمساز
مانی حقیقی فرزند نعمت حقیقی و لیلی گلستان و نوه ابراهیم گلستان است که عمده فعالیتش در سینما به دو دهه اخیر بر می گردد و اولین فیلمش آبادان با بازی فاطمه معتمد آریا و هدیه تهرانی هیچ وقت به نمایش در نیامد. حقیقی به دلیل همکاری اش در نگارش چهارشنبه سوری و همکاری اش با فرهادی در فیلم درباره الی به عنوان بازیگر بیش از پیش شناخته شد و پس از آن بود که درکنار نقش های کوتاه و مهم اش در مقام بازیگر فیلمسازی را بطور جدی تر و حرفه ای تر پی گرفت و پس از دو تجربه ناموفق «کارگران مشغول کارند» و مستند «هامون بازها» که اکران محدودی داشتند، با «کنعان» خود را به عنوان فیلمساز مستقل در سینمای ایران مطرح کرد.
حقیقی به نظر می رسد جریان های سینمای روز ایران را به خوبی و دقت رصد می کند و از این روست که در هر دوره و به فراخور آن دوران، فیلم های مطابق با جریان روز سینمای آن وقت را نوشته و کارگردانی کرده است. کارگران مشغول کارند را در زمانی که اپیدمی کیارستمی بسیار فراگیر بود، با طرحی از آن مرحوم ساخت . بعد از آن به فراخور فراگیری موج ملودرام ها کنعان را ساخت که خیلی فروش قابل توجهی نداشت.پس از تماشای «آرایش غلیظ» و لذتی که از تماشای این تجربه متفاوت به او دست داده بود، فیلم «اژدها وارد می شود» و همین فیلم «خوک» را ساخت و در سال ۹۴ و همزمان با شیوع گسترده کمدی ها فیلم پرفروش و جنجالی «پنجاه کیلو آلبالو» را روانه سینماها کرد تا بیش از هر فیلمساز دیگری نشان دهد چه میزان جریان ها و مناسبات هنری و تجاری سینمای ایران را بلد است و از آن بهره می برد.
واکنش تماشاگران
خوک برای تماشاگر عام فیلمی متفاوت و خاص جلوه می کند و احتمال دلزدگی و پوچ گرایی در انتهای فیلم برای اینگونه مخاطبان دور از انتظار نیست؛ چنانچه آخرین نظرات کاربران صفحات اجتماعی بیانگر میزان نارضایتی این طیف از فیلمی جذاب ولی بی سر و ته است که قطعا سرخوردگی را پس از تماشای آن به ارمغان می آورد.
مساله برخورد فیلم با تماشاگران خاص تر و روشنفکران و اهالی فیلم و سینما، اما کمی متفاوت و متناقض است . فیلم به دلیل مضمون های رادیکال و فضای به روز و سینمایی که دارد، می توان دل بسیاری از معترضین را به دست بیاورد و با توجه به حضور فیلم سه رخ از جعفر پناهی در کن و درخواست هیات داوری آنجا برای شرکت پناهی در این فستیوال، می تواند بیش از هر چیز افکار عمومی و رسانه ها را برای ترغیب برای کاهش محدودیت های فیلمسازان ممنوع الکار فراهم سازد.
ساختار فیلم
در سال های اخیر شاهد نمایش و شیوع گونه ای متفاوت در سینمای ایران بودیم که آغازگر آن فیلم آرایش غلیظ حمید نعمت الله بود ؛ فیلمی متفاوت و خاص که داستان سر راست و روشنی ندارد و ممکن است مخاطب عام را بشدت بیازارد و مخاطب تجربه گرا را توامان خشنود سازد. این نوع تجربه گرایی در سینمای ایران بعد ها توسط فیلمسازانی چون مانی حقیقی با «اژدها وارد می شود» و رامبد جوان با «نگار» ادامه پیدا کرد و به نوعی جریان فیلم های پست مدرن امریکایی که سردمدار اصلی شان دیوید لینچ و جیم جارموش هستند را در میان سینمادوستان ایران تداعی کرده است.
ژانر فیلم
کمدی سله یا بلاک کمدی، کمدی تلخ گونه ای است که در سینما و ادبیات روز دنیا سابقه بیشتری دارد و در سال های اخیر مورد نظر سینماگران ایرانی نیز قرار گرفته است. «مادر قلب اتمی» از علی احمدزاده و «ساعت پنج عصر» از مهران مدیری شاید جدیدترین و شناخته شده ترین فیلم های این گونه در سینمای ایران باشد که شاید تجربه ای جدید و بیانی به روز برای تماشاگران فیلم های تکراری سینمای ایران لقب گیرند که البته دوستداران و مخالفان زیادی نیز دارند، چراکه بسیاری بر این باورند که کمدی لزوما باید به هر نحوی شده مخاطب را بخنداند و با این امید و انگیزه به تماشای فیلم می نشینند و خلاف آن باعث دلزدگی شدید آنها می شود: ساعت پنج عصر و واکنش مخاطبانی که به سبب سبقه مهران مدیری به تماشای فیلمی طنازانه و خنده دار صرف آمده بودند بهترین مثال برای این مدعاست. اما گروهی دیگر به خطر بیان بسیاری از مسایل اجتماعی و معضلات فرهنگی به طرزی لخت و رادیکال از طرفداران این گونه به حساب می آیند و به دلیل مضامین عمدتا خط قرمزی و مطرح نشده ای که در این گونه به نمایش در می آید، طرفداران دو آتیشه خود را بسیار راضی و خرسند از سالن خارج می کند.
تحلیل فیلم
در ادامه تجربیات این سال های سینمای ایران در این قالب که آرایش غلیظ محصول حمید نعمت الله در سال ۱۳۹۲ آغازگر آن بوده،خوک اثری تجربی و نسبتا پیشرو در سینمای ایران است که اصلا واژه پست مدرنیسم به آن نمی آید و توهم فیلمسازش درباره فیلمی در این مکتب و رسیدن به چنین ساختار و فضایی عملا خیالی بیش نیست.پست مدرنیسم و شکستن قواعد هنری و ژانری اصول و مبنایی دارد که به نظر می رسد مانی حقیقی فقط پیچیدگی و ابهام را از آن به ارث برده است و دو اثر اخیرش یعنی خوک و اژدها … در فرم و محتوا تاثیر و نشانه دیگری از این دنیا ارائه نمی دهد.
کنار هم قرار دادن سکانس های جذاب و سرگرم کننده و خلق فضاها و صحنه های جذاب و امتحان پس نداده به همراه ترکیب رویا و واقعیت لزوما نمی تواند به پست مدرنیسم و نوگرایی تبدیل شود و بیش از هر چیز باید داستان فیلم و پیرنگ های وابسته آن از تازگی و مدرنیسم بهره گرفته باشد و الا موسیقی راک و گیتار الکترونیک تنها نمادهای بیرونی و سطحی این مکتب سهل ممتنع محسوب می شود که برخی فیلمسازان وطنی تصور دارند با کنارهم قرار دادن برخی نشانه ها و المان های ظاهری می توانند به آن دست یابند.
نحوه پرداخت شخصیت ها بخصوص شخصیت حسن معجونی خیلی قدرت و عمق قابل توجهی ندارد که البته از فیلمنامه ای می آید که بشدت وابسته به خلق فضاهاست و با فضاسازی و ایجاد موقعیت های جذاب قصد ترعیت و سرگرم کردن تماشاگر را دارد و عملا تکیه ای بر متن کارشده و باجزییات دقیقی ندارد.
کلام آخر
در انتها باید به بازی حسن معجونی اشاره کرد که بار عظیم فیلم و موفقیتش تا همین قدری که حاصل شده نیز بر عهده او بوده است. بازی متفاوت و سخت معجونی در قالب فیلمسازی خود شیفته که به وقتش در کارش حرفه ای است و به وقتش عیاشی و خوشگذرانی خود را دارد با فن بیان و اجرای حسن معجونی به باور پذیری بیشتر نقش حسن کسمایی کمک بسیاری کرده و فیلم را از سقوط کامل نجات داده است.

اشتراک گذاری در:

درباره : موزیک ها و غیره

رهبر قنبری کارگردان فیلم سینمایی «نسرتن های وحشی» در خصوص زمان اکران این فیلم سینمایی به «صبا» گفت: هنوز اقدامی برای اکران آن نکرده ایم ولی تمام تلاشم این است که فیلم را در تابستان  که مخصوص دانش آموزان است اکران کنم ولی وقتی سینمای تجاری پولدار و طنزبیشتر باب است و پخش کنندگان بیشتر هوای این فیلم ها را دارند کار، رابرای ما که فیلم های فرهنگی داریم سخت می شود.

وی که کارگردانی فیلم «برمودا» را نیز برعهده دارد، در ارتباط با این فیلم سینمایی نیز توضیح داد:راف کات فیلم تمام شده است و مراحل ایانی تدوین را سپری می کند و به زودی وارد مرحله صداگذاری خواهد شد.

قنبری در خصوص آخرین فعالیت هایش نیز افزود:مستند «بلندی های تات نشین» را نیز به اتمام رساندم و آماده نمایش است.

عوامل فیلم سینمایی «نسترن های وحشی »عبارتند از نویسنده و کارگردان: رهبر قنبری، مدیر فیلمبرداری: فریدون شیردل، تدوین: مهران کرمی، دستیار اول کارگردان و برنامه ریز: امیر رحمت حیدری، مدیر صدابرداری: محمد حبیبی، مدیر تولید: محمدرضا شرف الدین، مدیر تدارکات: امیرهوشنگ فراهانیان، طراح صحنه و لباس: شیرین اتفاق، طراح گریم: امیر صفادل، مجری گریم: مرضیه رهنما، منشی صحنه: مهتاب شهرابی، بازیگران اصلی: داوود رضایی، نگین غفاری، پدرام پورعباسی، حسام شجاعی، مهران کرمی و سایر بازیگران: لیلا شعبانی، افضل پزشک، عاطفه صرفه جو، محمد رسول رازقی و نگار شاه کرمی.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: معلمی که تلاش دارد تا مدرسه خود را از خطر تعطیلی در امان نگه دارد به دنبال دانش آموزان غایب خود می رود تا سرنوشت آن ها را پیگیری کند.

درباره : موزیک ها و غیره

دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

امروز می توانید آهنگ رفیقم باشمحرم اسرار با صدای بهنام صفوی و شهرام شکوهی به همراه تکست و کیفیت 320 و 128

شعر : محمد کاظمي / آهنگسازی : بهنام صفوی / تنظیم کننده : غلامرضا صادقي

Exclusive Song: Behnam Safavi ft Shahram Shokoohi – “Mahrame Asrar” With Text And Direct Links In UpMusic

… جهت تکمیل آرشیو …

fghcv دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

متن آهنگ محرم اسرار بهنام صفوی و شهرام شکوهی

♪♪♫♫♪♪♯

ما محرم اسرار هم میشیم

چیزی واسه از دست دادن نیست

♪♪♫♫♪♪♯ من مثل تو از عشق خط خوردم  ♪♪♫♫♪♪♯

اونی که میخوام عاشق من نیست♪♪♫

تو مثل من زخم زبون خوردی♪♪♫

♪شعر : محمد کاظمي♪

اونی که میخواستی باهات بد کرد♪♪♫

♪♪♫♫♪♪♯ دستای عشق تازشو چسبید ♪♪♫♫♪♪♯

دستای لرزون تو رو رد کرد

فکر من مثل تو درگیره

♪♪♫♫♪♪♯ فکر تو مثل من آشوبه ♪♪♫♫♪♪♯

عاشقی سخته تو این اوضاع

اما واسه هر دومون خوبه

UpMusicTag دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

ما هردو درگیر یه کابوسیم

باید یکم از غصه خالی شیم

♪♪♫♫♪♪♯ این بهترین راه فرار ماست ♪♪♫♫♪♪♯

ما عاشق چشمای هم میشیم♪♪♫

تو چشمای هم خیره میمونیم♪♪♫

♪ تنظیم کننده : غلامرضا صادقي ♪

مثل دوتای دیوونه ی همدست♪♪♫

اما حواس هردومون باز هم♪♪♫

♪♪♫♫♪♪♯ درگیر چشمای یکی دیگست ♪♪♫♫♪♪♯

فکر من مثل تو درگیره

فکر تو مثل من آشوبه

عاشقی سخته تو این اوضاع

اما واسه هر دومون خوبه

♪♪♫♫♪♪♯

بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

منبع ( source ) : دانلود آهنگ بهنام صفوی و شهرام شکوهی محرم اسرار

درباره : موزیک ها و غیره

سایت احمدرضا،گروه سینمای ایران: بارها نوشتیم در حالی که به دلیل کمبود تعداد سالن های نمایش دهنده، خیلی از فیلم ها مدتهاست در نوبت اکران مانده اند و یا از سالن های محدودی برخوردار هستند،اکران قسمتهای مختلف سریالهای ویدئویی جدا از زیر پا گذاشتن قانون،اجحاف در حق فیلمهای سینمای نیز هست.اقدامی غیر حرفه ای که نمایش یک سریال را با ملزومات و ساختار قاب کوچک،روی پرده بی معنا هم جلوه می دهد.با این حال همچنان در سکوت مسئولان سینمایی، شاهد اکران قسمتهای مختلف سریال «شهرزاد» یک روز پیش از توزیع عمومی آنها در پردیس کورش آن هم در سانس های اصلی هستیم.حال این بس نبود، سریال «ساخت ایران۲» هم در صف اکران سینمایی قرار گرفته و پردیس کورش فردا ساعت ۲۱:۳۰ آنرا روی پرده نمایش می دهد.سریالی که گویا هنوز نتوانسته مخاطبان خود را پیدا کند و فروش قابل قبولی نداشته است.جالب آنکه بیش از دو سوم بلیت های ۱۵ هزار تومانی این اکران تا لحظه تنظیم خبر حاضر در عصر روز یکشنبه فروش رفته اند که در مقایسه با خیلی از فیلمهای روی پرده وضع بهتری هم دارد! با این حساب ظاهرا نباید به مدیران پردیس کورش خرده گرفت که سانسهای سینمایی را قربانی سریالهای ویدئویی می کنند!

اشتراک گذاری در:

درباره : موزیک ها و غیره

نمایش «لولیتا» نوشته فرشاد جعفری و با طراحی و کارگردانی
بهنام احمدی از بیستم اردیبهشت‌ماه ساعت۲۰:۴۵ به سالن سایه مجموعه تئاتر شهر آمده
است. کتایون سالکی، نهال دشتی، راشین دیدنده و مهدی شاهدی در این نمایش ۹۰دقیقه‌ای
به ایفای نقش می‌پردازند. این نمایش تازه‌ترین اثر گروه تئاتر پاپتی‌ها به سرپرستی
حمید پورآذری است. در خلاصه داستان «لولیتا» آمده است: «اینجا گلخانه است و درختان
از بی‌خوابی در بیداری خواب می‌بینند.» به بهانه این اجرا، با بهنام احمدی؛
کارگردان و طراح صحنه نمایش، گفت‌وگو کرده‌ایم.

نمایش «لولیتا» چندان ارتباطی به رمان «لولیتا»
نوشته ولادیمیر ناباکوف ندارد و از این نام به‌نوعی استفاده شده است. کمی درباره
این نام‌گذاری توضیح دهید.

از داستان «لولیتا» استفاده نشده است بلکه این داستان وسیله‌ای
بوده است تا کابوس‌های دختربچه‌هایی که زود به سن بلوغ رسیده‌اند را نشان دهیم.
درواقع اگر قرار باشد کار را از لحاظ داستانی بسنجیم، داستان دیگری را روایت می‌کنیم
که ربطی به لولیتا ندارد اما وقتی به عمق اتفاق‌هایی که برای دختربچه‌ها در دوران
کودکی آن‌ها رخ داده است، ورود می‌کنیم، با کانسپت لولیتا مواجه می‌شویم و از این
طریق به این داستان گریز زده‌ایم.

نمایشنامه «لولیتا» را فرشاد جعفری نوشته است
که یکی از اعضای گروه پاپتی‌ها هم هست. این متن به‌صورت آماده در اختیار شما قرار
گرفت یا همچون سایر آثار این گروه، در پروسه‌ای کارگاهی، متن شکل گرفت؟

پروسه نگارش متن حدود ۱۸ماه به‌طول انجامید و متن هم‌زمان
با تمرین‌ها به‌صورت کارگاهی نوشته شد. در این مسیر، متن ۱۱ بار از ابتدا بازنویسی
شد. برخی از مخاطبان معتقد هستند که متن با اجرا هم‌سو است و این هم‌سو بودن به‌دلیل
کارگاهی پیش رفتن متن اتفاق افتاده است.

در این نمایش شاهد هستیم بازیگران به‌خوبی از
بدن خود استفاده می‌کنند که البته به‌نوعی این اتفاق امضای گروه تئاتر پاپتی‌ها
محسوب می‌شود. درباره کارکرد بدن بازیگران در نمایش بگویید.

در این نمایش بازیگر حسی که در هر لحظه دارد را توسط بدن
خود نشان می‌دهد. درواقع بدن است که حس را تولید می‌کند. به‌عنوان‌مثال زمانی‌که
«سین» کابوس خود را تجربه می‌کند، حسی که از چک خوردن و سگ‌دو زدن و… به او دست
می‌دهد را با بدن خود نشان می‌دهد. قرار است بازیگران تمام حس‌هایی که در صحنه
درگیر آن‌ها هستند را از بدن خود بگیرند و درواقع در این اجرا دیدگاه ما کمی به
شیوه تئاتر گروتوفسکی نزدیک است.

در «لولیتا» با قراردادهای تئاتر بسیاری مواجه
می‌شوم، به‌عنوان‌مثال، برای نشان دادن دریا از کاغذ استفاده کرده‌اید، پلک را با
چشم‌بند نشان می‌دهید و… چه شد که تصمیم گرفتید این قراردادها و نمادسازی‌ها را
در نمایش در نظر بگیرید؟

بسیاری از دوستان با این قراردادها مخالف هستند و اگر
بخواهیم با نگاهی حرفه‌ای به این مسئله نگاه کنیم، قراردادهای این‌چنینی که در کار
ما به‌شدت زیاد است به مذاق بسیاری از خواص خوش نمی‌آید اما تجربه‌ای که من از کار
قبلی‌ام؛ «جنی» داشتم، سبب شد این قراردادها را در «لولیتا» قرار دهم. نمایشنامه
«جنی» را هم فرشاد جعفری نوشته بود و بازخوردی که داشتیم نشان می‌داد ۹۰درصد
مخاطبان متن را به‌صورت کامل متوجه نشده بودند و صرفا فضایی که ساخته شده بود آن‌ها
را درگیر می‌کرد. درنتیجه برای اجرای «لولیتا» تصمیم گرفتم با آوردن این قراردادها
و نشانه‌ها فهم متن را برای تماشاگر عام هم آسان کنم. در اجرای «جنی» موسیقی، متن
و فضاسازی و کارگردانی، هر کدام برای خود چهارچوبی ساخته بودند و کامل بودند
درنتیجه مخاطب نمی‌توانست تمام آن‌ها را هم‌زمان هضم کند درنتیجه تعدادی درگیر متن
و برخی دیگر درگیر فضا می‌شدند که ۹۰درصد مخاطبان درگیر فضای کار بودند تا متن. به
همین دلیل از المان‌های به‌شدت ریزی استفاده شده است تا تماشاگر از ابتدا تا انتها
کلام نمایش را گوش کند و تصاویر هم به او در ملموس‌تر بودن نمایش کمک کند.

در طراحی لباس هم این شرایط در نظر گرفته شده
است. در نمایش شاهد حضور دو زن به‌شدت شبیه به هم هستیم که با تغییراتی بسیار کوچک
در لباس‌هایشان از هم تفکیک می‌شوند و به‌نوعی نمادسازی در لباس این دو شخصیت هم
دیده می‌شود. چه میزان این شباهت‌ها در لباس «ستی»، «بتی» و «سین» به تفاوت موقعیت این سه شخصیت و لولیتا اشاره
دارد؟

نمی‌توان به‌صورت قاطع گفت که «ستی»، «بتی» و «سین» از زمان
و مکان دیگری به دنیای لولیتا وارد شده‌اند چون تمام این بحث‌ها، تأویل شخصی است.
در این مدت‌زمان طولانی‌ای که «لولیتا» نوشته شده است، تاکید بر این داشته‌ایم که به‌نوعی
نمایش نوشته و کارگردانی شود که هر تماشاگر تأویل شخصی خود از کار را داشته باشد.
تأویل خود من این است که تمام شخصیت‌ها کاراکترهای کابوس لولیتا هستند و او اراده
کرده است تا این افراد به جزیره بیایند. البته «ستی»، «بتی» و «سین» و لولیتا،
دنیاهای ذهنی متفاوتی را تجربه می‌کنند. ما در نمایش به‌هیچ‌عنوان به مکان و زمان
خاصی اشاره نکرده‌ایم. حتی «ستی»، «بتی» و «سین» از مکان خاصی نام نمی‌برند بلکه
می‌گویند که از بیابان آمده‌اند.

آیا تفاوت‌های اندکی که در لباس‌های «بتی» و
«ستی» دیده می‌شود را با شخصیت‌پردازی‌ها هم‌سو در نظر گرفته‌اید؟

در لباس سعی کردم نشانه‌هایی قرار دهم تا فهم کاراکترها و
داستانشان برای تماشاگر آسان‌تر شود. برای بتی از لباس یک‌دست سیاه استفاده شده
است که تورهای مشکی ریزی روی آن به چشم می‌خورد، این تورها نماد کلاغ سیاهی است که
در کابوس‌هایش به او اشاره می‌شود و اصلا او را به نام کلاغ‌سیاه صدا می‌کنند.
لباس «ستی» از دو تور استفاده شده است که لباس رویی سیاه و لباس زیری، آبی است. با
این کار روی آستین‌های لباس «ستی» یک سری خطوط هندسی آشفته به‌وجود آورده‌ایم که
نماد این است که معماری خوانده است و می‌خواهد خانه خاص خود را بسازد. از سویی
دیگر لباس‌های بسیار گشاد «سین»، نماد کارمندی است که در کابوس‌هایش هم با این
شرایط روبه‌رو می‌شویم.

شما در این نمایش به بحث دموکراسی می‌پردازید و
در کنار این مسئله در قالب کابوس‌ها، مفاهیمی همچون کودک‌آزاری را هم مورد توجه
قرار می‌دهید. چگونه با وجود این حجم از نقد و گستردگی موضوعات، از شعارزده شدن
نمایش، جلوگیری کردید؟

باید توجه کرد حرفی که قرار است بزنیم، از کجا شروع شده است
و آیا به این حرفی که می‌زنیم باور داریم یا نه. زمانی‌که به حرفی که می‌زنید،
اعتقاد نداشته باشید، اثر شعاری می‌شود. از سویی دیگر پافشاری روی یک مسئله اگر به‌درستی
در متن اتفاق نیفتد می‌تواند مطلب مطرح‌شده در نمایش را به شعار تبدیل کند. کاری
که ما در این نمایش انجام دادیم، این بود که اجرای اثر را به‌سمتی پیش ببریم که به
تماشاگر سمت‌وسو ندهم و او را مجبور نکنیم در مسیری که ما تعیین کرده‌ایم پیش برود
و در انتها به آن‌چه ما می‌خواهیم برسد تا تماشاگر بتواند تأویل شخصی خودش را
داشته باشد. حس می‌کنم چون به تماشاگر حق انتخاب داده‌ایم و به‌جای او فکر نکرده‌ایم،
نمی‌توانیم به‌سمت شعاری شدن پیش برویم؛ ممکن است تماشاگر تأویلی داشته باشد که
خود من به‌عنوان کارگردان را هم شگفت‌زده کند.

سالن سایه دو اجرا در روز را تجربه می‌کند. این
مسئله در بحث نور و صحنه برای شما مشکلی به‌وجود نیاورد؟

واقعا نور هنوز مرا راضی نکرده است و در زمینه طراحی‌صحنه
هم ناچار شدیم در میانه اجراها، دوباره صحنه را تغییر دهیم. البته از ابتدا هم
قرار نبود این طراحی را برای نمایش در نظر بگیرم بلکه قرار بود یک باکس سفید روی
صحنه داشته باشم اما باتوجه به دواجرایی بودن سالن، همان ابتدا این ایده را کنار
گذاشتم. البته این محدودیت‌ها سبب شده‌اند برای دکور به سمت‌وسویی دیگر برویم که
آن را هم دوست دارم اما قطعا در آینده دوباره «لولیتا» را اجرا می‌کنم و در آن
اجرا دکوری که دوست دارم را پیاده می‌کنم.

مینا صفار

درباره : موزیک ها و غیره

سایت احمدرضا، گروه تلویزیون: یکی از نکات جالب در ویژه برنامه های مناسبتی تلویزیون حضور هنرمندان و ورزشکارانی است که به عنوان مهمان در این برنامه ها حضور پیدا می کنند. حال اگر فرد یا افرادی هم بتوانند موفقیتی کسب کنند که مدام باید از این شبکه به آن شبکه بروند.
از زمانی که تیم فوتسال بانوان توانست مقام قهرمانی را کسب کند، در هر برنامه ای از آنها دعوت می شود و آنها نیز با اشتیاق حضور پیدا می کنند. در چنین شرایطی هر برنامه ای می خواهد از برنامه و شبکه دیگر پیشی گرفته و زودتر از بقیه این ورزشکاران را به برنامه اش دعوت کند. از جمله شبکه نسیم که توانست نخستین شبکه ای باشد که این ورزشکاران را در «خندوانه» دعوت کند و آن برنامه هم مورد توجه قرار بگیرد. اما گویا شبکه های دیگر هم از این ورزشکاران دعوت کرده اند و تا پایان ماه رمضان قرار است بیننده هر شب آنها را در برنامه های مختلف ببیند. اما نکته جالب تر و مهمتر این است که اگر پای مطالبات همین ورزشکاران به میان بیاید، همه خودشان را از این موضوع کنار می کشند!

اشتراک گذاری در:

درباره : موزیک ها و غیره

دو حسن‌نام در تاریخ معاصر موسیقی ایران در نوازندگی ساز نی
نامشان ماندگار و هنرشان جاوید شده است؛ اولی استاد حسن کسایی و دومی استاد حسن
ناهید. او‌‌ زاده ۱۳۲۲ در کرمان و بزرگ‌شده شیراز است و اکنون در تهران زندگی می‌کند
و به تدریس موسیقی و تربیت شاگردان مشغول است. حسن ناهید با همکاری اسداله ملک، منوچهر
جهانبگلو، فرهنگ شریف، محمودی خوانساری و عده‌ای دیگر در برنامه‌ای که به نام «نوایی
از موسیقی ملی» ترتیب یافته بود شرکت داشت. همچنین در ارکستری به نام «درویش» در رادیو
حضور داشت و سپس برای شرکت در ارکستر رودکی که از آقایان ابراهیم منصوری، حبیب‌اله
بدیعی، علی تجویدی، احمد عبادی، رضا ورزنده، اصغر بهاری و فرهاد فخرالدینی تشکیل شده
بود دعوت شده و با این ارکستر همکاری کرد. در سال۱۳۴۱ توسط حسین قوامی به برنامه «گل‌ها»
دعوت شده و همکاری خود را در این برنامه آغاز کرد. او در وزارت فرهنگ و هنر با ارکستر
فرامرز پایور شرکت کرد که این همکاری او با پایور بیست سال ادامه یافت. حسن ناهید درباره
ٔ شیوه کار خود می‌گوید: «من هیچ وقت از زنده‌یاد کسایی تقلید
نکردم و دنبال کار خودم رفته‌ام». به‌تازگی درباره وضعیت معیشت استاد ناهید گفت‌و‌گویی
منتشر شد که باعث مکدر شدن افکار اهالی و علاقه‌مندان موسیقی شده بود. به همین
بهانه و برای اطلاع از صحت و سقم این موضوع با استاد حسن ناهید گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

استاد ناهید عزیز به‌تازگی مطلبی درباره شما
منتشر شد. آیا موضوعاتی که مطرح شده بود صحت داشت؟

خیر، به‌هیچ
عنوان صحت ندارد و همان فردی که حرف‌های ناشایستی درباره من زده بود، در تاریخ ۱۱دی‌ماه
مطلبی ستایش‌آمیز درباره‌ام در یک روزنامه نوشته بود و یک صفحه تعریف و تمجید از
من منتشر کرده بود. ما نمی‌دانیم دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس(ع) را. من
۵۷سال کار کردم و خودم را نشان داده‌ام، دیگر در پی این خودنمایی‌های کاذب نیستم.
کاری به کسی ندارم و کنار رفته‌ام. نوشته‌اند که سه‌سال پیش دندان‌هایم را ایمپلنت
کرده‌ام در صورتی که ماجرای ابتدایی دندان‌هایم مربوط به ۱۰سال پیش بود. ماجرا این
است که فرد مذکور می‌خواست هر وقت اراده می‌کند با دوربین و سه‌پایه برای مصاحبه
به منزل من بیاید و طبیعتا من هم روی خوش نشان ندادم و این‌گونه شد که می‌بینید.

یعنی اکنون شما
برای نواختن نی مشکلی ندارید؟

خیر نمی‌توانم نی
بنوازم اما اگر بتوانم هم دیگر نخواهم نواخت. پنجاه‌واندی سال با اساتیدی هم‌نوازی
کرده‌ام که اکنون هیچ‌کدامشان در قید حیات نیستند؛ اکنون با چه کسی هم‌نوازی کنم؟
اکنون شاگردهای من هرکدامشان فوق‌لیسانس نی هستند؛ مثلا خانم شیدا قاضی که
کارشناسی‌ارشد موسیقی با ساز تخصصی نی دارند و بسیاری دیگر.

شما تنها
بازمانده سنت ردیف‌نوازی فرامرز پایور هستید و حیف است که شنوندگان و علاقه‌مندان
آن شیوه محروم از صدای نی شما باشند.

بله اما من آن
مکاتب را هم تدریس می‌کنم و شاگردهای خوبی هم دارم. مثلا شاگرد من آقای بیگلری
ردیف‌های پایور را اجرا کرده و بسیار موفق بوده است و قرار است منتشر شود. آثار من
ادامه همان سنت استاد پایور است، بخشی از آن‌ها را ضبط کرده‌ایم، بخش دیگر در حال
ضبط است و بخشی هم در آینده ضبط خواهد شد.

نوازندگانی در
سطح شما به شناخت و معرفتی می‌رسند که می‌شود گفت به پختگی در بداهه‌نوازی می‌رسند.

من طی این نیم‌قرن
فعالیتی که کرده‌ام آن کارهایی که باید می‌کرده‌ام را انجام داده‌ام. با هرکدام از
اساتید شصت سال گذشته ایران یا همکاری داشته‌ام یا از نزدیک می‌شناختمشان و دیگر
کنار کشیده‌ام.

این روزها اوضاع
احوال جسمی و سلامتی‌تان چطور است؟

خدا را شکر می‌کنم.
اوضاعم خوب است.

ما آن مصاحبه را
خواندیم خیلی نگران شدیم.

توجهی به این حرف‌ها
که منتشر می‌شود نباید کرد. آن کسی که این‌ها را منتشر کرده نه همکار من بوده و نه
نوازنده است. صرفا نمی‌دانم به چه نیتی این حرف‌ها را زده‌اند؛ فقط به‌خاطر این‌که
راضی نبودم هر روز آسایشم بر هم بریزد؟!

این روزها وضعیت
آموزش موسیقی سنتی و به‌خصوص ساز نی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خیلی مطلوب است.
کلاس‌هایی برگزار می‌شود که رونق بسیار خوبی دارند. والدین فرزاندانشان را می‌آورند
تا مشق ساز کنند و بسیار پیگیر و علاقه‌مند هستند، چه پدران و چه مادران. بخصوص
ساز نی تا پنجاه سال پیش رونقی نداشت و تنها یک نوازنده برجسته داشتیم و آن هم
استاد حسن کسایی بود. دومین نفر من بودم و بعد از آن تلاش زنده‌یاد کسایی، من و
دیگرانی که زحمت کشیدند باعث شد نی به رواج و رونقی که اکنون مشاهده می‌کنید برسد
و این‌گونه فراگیر شود. این ساز تا پنجاه سال پیش فقط در اصفهان پیدا می‌شد اما
اکنون هر روستای دورافتاده‌ای هم نی دارد و هم نی‌نواز دارد.

بنا به روایتی
قدیمی‌ترین ساز بادی جهان است. درست است؟

بله. زیرا از نظر
ساختمان ساده‌ترین ساز است. یک لوله چوبی و شش سوراخ. نه پرده دارد و نه پوست و نه
سیم. امروز با همان تکنیک‌هایی که استاد کسایی روی نی ابداع کرد همه دستگاه‌ها و
آوازهای ایرانی را در منتهای زیبایی می‌شود نواخت و این ساز هیچ نیازی به دستکاری
هم حتی ندارد. خدا بیامرزد استاد کسایی را که در این‌باره می‌گفت کلید برای قفل
خوب است! مگر ساز آقای کسایی کلید داشت؟ خیر همین نی ساده بود که آن معجزات را به‌وجود
می‌آورد.

قریب به اتفاق
آثاری که شما در کنار دیگر بزرگان تاریخ پنج دهه اخیر موسیقی اجرا کرده‌اید، تبدیل
به آثار ماندگار و جریان‌سازی شده‌اند. چه تعامل و اموری بین اساتید در جریان بود
که این‌گونه آثار ساخته می‌شدند و آیا خاطره‌ای از این همکاری‌ها در یادتان مانده
است؟

خاطرات خوبم
همکاری با همه اساتید بوده است. افرادی که دیگر امکان دیدن و آشنایی با آن‌ها نیست.
مثل نورعلی‌خان برومند، مرحوم سعید هرمزی، زنده‌یاد اصغر بهاری، خود استاد حسن
کسایی، زنده‌نام جلیل شهناز، قوامی و خدابیامرز روح‌اله خالقی و بسیاری دیگر از
استادان. زمانی که من کار می‌کردم این اساتید بودند. اکنون چه کسی هست؟ هیچ‌کس
نیست؛ این است که الان اصلا صلاح نیست دیگر من کار کنم. کما این‌که بعد از بیماری
و درگذشت استاد پایور، همه به آقای ظریف پیشنهاد کردند که بیاید رهبری آن ارکستر
را به‌عهده بگیرد ولی او پاسخ داد در صورتی که استاد پایور بود این ارکستر معنی
داشت اما اکنون دیگر بی‌معنی است که آن کار را ادامه دهم.

راز ماندگار آثار
و اجراهای این اساتید چه بوده است. آیا به آموزش این‌ها مربوط بود یا سلوک معرفتی‌شان؟

عشق به هنر و
زحمتی که کشیدند باعث می‌شد آثار ماندگاری خلق کنند. البته کمی به شرایط آن روزگار
هم مربوط است. شما در تهران پنجاه-شصت سال پیش در طول روز می‌توانستید در یک روز
به محضر ۱۰ استاد برسید چون از ترافیک و فواصل طولانی و گرفتاری‌های معیشتی امروزی
خبری نبود. اما امروز اگر در طول روز یک استاد را هم ببینید امکانش دشوار است چه
برسد که بخواهید به محضر چند استاد برسید. هرکسی هم آنقدر مشکلات و گرفتاری دارد
که به همه مسائل نمی‌رسد. ما عاشق این کار بودیم و به سازمان و نوازندگی عشق می‌ورزیدیم.
یادم هست استاد پایور زندگی‌اش را وقف هنر و موسیقی کرده بود. دو خصیصه داشت؛ یکی
وقت‌شناسی در حدی که حتی یک‌دقیقه هم برایش یک‌دقیقه بود. در چهل‌ سالی که با
ایشان کار کردیم حتی یک‌دقیقه تاخیر نداشت و ما هم از ایشان که استاد ما بود تبعیت
می‌کردیم. دیگری پرکاری ایشان بود، او همه کارهای درویش‌خان، رکن‌الدین مختاری،
صبا، خالقی به‌علاوه خیلی از آثار خودش را ضبط کرد. شاید فقط ۱۳ یا ۱۴ اثر با
محمدرضا شجریان داشته باشد. با عبدالوهاب شهیدی هم همین‌طور و خوانندگان دیگری از
هنرهای زیبا. پرکاری و علاقه او باعث می‌شد که امثال من علاقه‌مند شویم و به هنر
بپیوندیم. افرادی که با استاد پایور کار می‌کردند، همکاری‌شان مثل همکاری‌های
امروز دوساله و سه‌ساله نبود؛ همکاری‌های دوره ما و پیش از ما همکاری سی و چهل‌ساله
بود و این نشان می‌داد چقدر علاقه‌مند بوده‌اند و چقدر کارشان درست بوده که نیازی
نبوده افراد تغییر کنند.

چه اتفاقی می‌افتد
که یک نوازنده، صاحب‌سبک شناخته می‌شود؟

به این دلیل که
کارش متمایز است. اکنون بسیاری سعی می‌کنند شبیه استاد جلیل شهناز ساز بزنند؛ مشخص
است که شهناز هرچه بوده در آن شکل و شمایل ساز زده است و اگر کسی بخواهد کار جدیدی
بکند کار خودش را بکند. من حتی یک کار استاد کسایی را نزدم چون بهترین‌هایش را خود
استاد کسایی اجرا کرده بود؛ اگر عالی هم اجرا می‌کردم حتی مثل خودش هم نمی‌توانستم
بزنم. نیازی نیست. وقتی نوازنده سعی می‌کند خودش را پیدا کند و خودش را بشناسد و
بداند چه توانایی‌هایی دارد، وقتی آن توانایی‌ها را با استمرار و تلاش بسیار پرورش
می‌دهد می‌تواند پس از سال‌ها به‌عنوان یک نوازنده صاحب‌سبک شناخته شود. یک نکته
خیلی مهم برای نوازندگی که نباید فراموش کرد شروع آموزش از سنین پایین است چرا که
یک فرد سی‌ساله یا چهل‌ساله به‌دلیل مشغله‌های فکری و اجتماعی که دارد نمی‌تواند
همه توان خود را روی تمرین ساز زدن و آموختن بکند اما یک کودک ۹ یا ۱۰ساله گرفتاری
دیگری ندارد و می‌تواند بخش زیادی از روز را به آموختن و تمرین اختصاص بدهد. به‌شخصه
نوازندگی را ۱۰سالگی شروع کردم و به ۱۷سالگی که رسیدم بدون استاد وارد ارکستر «گل‌ها»
شدم. آن زمان استاد هم نداشتم چون فقط استاد کسایی استاد نی بود و چون من شیراز
بودم و ایشان در اصفهان بود و دستم به ایشان نمی‌رسید به همین دلیل خودم تمرین می‌کردم.



سهند آدم‌عارف

درباره : موزیک ها و غیره

شورای صدور پروانه ساخت با سه فیلمنامه در جلسه ۳۰ اردیبهشت موافقت کرد.
به گزارش رسیده، فیلم نامه های «آپاچی» به تهیه‌کنندگی حسین زند باف،کارگردانی آرش معیریان و نویسندگی اصغر نعیمی در ژانر اجتماعی ،«حباب زر» به تهیه‌کنندگی منصور سهراب پور ، کارگردانی و نویسندگی تورج اصلانی در ژانر اجتماعی و «شب» به تهیه‌کنندگی محمد درمنش،کارگردانی حسین کلاهی اهری و نویسندگی میلاد جرموز در ژانر وحشت موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ کردند.

اشتراک گذاری در:

درباره : موزیک ها و غیره
صفحات سایت